وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

ولادت_رسول_اکرم مدح_امام_صادق

ولادت_رسول_اکرم مدح_امام_صادق

در گرگ و میش صبح پر از ظلمتی که باز

افکند پرده روی سر مردم حجاز

نور حقیقت از طرف عرش سر زد و

لرزید روی فرش تن هر چه که مجاز

شیطان دوباره رانده تر از قبل خویش شد

بت ها به سجده آمده با نیت نماز

آری محمد؛ آنکه رسولان قبل از او

محض نیاز آمده تا او رسد به ناز

او می رسد که بیرق عشقی عمیق را

بر بام روزگار درآرد به اهتزاز

او می رسد که باز خدا منجلی شود

او آمده منادی عشق علی شود

ای آخرین طلوع نبی ها پیام ها

وی اولین شروع وصی ها امام ها

دریا رسیده ای به مصاف سراب ها

دریا رسیده ای به لب تشنه کام ها

افتاده پای معجزه ی آسمانیت

تیغ بیان صاحب علم و کلام ها

باید فقط ز وصف تو و اهل بیت گفت

تا آن زمان که هست زبانی به کام ها

سلمان محمدی شده چون عاشق علی ست

مولاست کیل سنجش تو در مقام ها

نابرده رنج، گنج، میسر نمی شود

هر ثروتی محبت حیدر نمی شود

آوردی از بهشت، به دنیا نسیم را

با خود نسیم مهر خدای رحیم را

آورده ای برای همه سائلان دهر

پشت سر خود ایل و تباری کریم را

آه ای یتیم مکه! تو بابای امتی

زیر پرت امان بده مشتی یتیم را

پر می کشد به گنبد سبزت دلی سیاه

در حائرت مکان بده این یاکریم را

برگرد در غدیر و بگو که صراط کیست

گم می کنیم گاه ره مستقیم را

زخم مرا رهین مداوای خویش کن

من را گدای خانه ی زهرای خویش کن

آرام از کنار پیمبر قدم بزن

شاعر! برو بقیع و در آنجا قلم بزن

حالا برای حضرت صادق غزل بگو

اما کمی به شادی خود رنگ غم بزن

آن قبرهای خاکی غمبار را ببین

این وضع را درون خیالت به هم بزن

بر روی هر مزار، ضریحی درست کن

بر آن ضریح های خیالی حرم بزن

خود را کنار پنجره فولاد فرض کن

و سرنوشت عاشقی ات را رقم بزن

قدری ببار و گریه کن و سلسبیل شو

بر آن مزارهای خیالی دخیل شو

شاعر! دوباره مست شو از فیض ساغری

به به چه ساغری چه شرابی چه کوثری

مردی که شیعیان ز عنایات مکتبش

معروف می شوند پس از این به جعفری

جان ای امام عشق! که می روید از لبت

گل های تازه با نفحات پیمبری

صدها چون ابن حیان یا چون زراره را

باید که پای مکتب علمت بپروری

یا قال باقر است و یا قال صادق است

هر عالمی که خوانده حدیثی به منبری

سرسختی مرا به نگاهی ملیح کن

من را در عشق ایل و تبارت فقیه کن

حالا منم که با دل بی تاب و عاشقم

سرمست بزم عشق تو و این دقایقم

مشتاق حرف های توام آیه ای بخوان

محتاج حرف های تو و قال صادقم

بین حدیث های تو تا حرف کربلاست

من جزو بیقرارترین خلایقم

حرف از حسین می زنی و گریه می کنم

کافی ست که نگاه کنی به سوابقم

این بنده را روانه کن امشب به کربلا

در حائری که زائر آنجاست خالقم

ما را بیا و مثل خودت روضه دار کن

در کشتی سعادت جدت سوار کن

شاعر:محمدعلی_بیابانی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

از کشف تو ای حضرت رازی همه راضی

از کشف تو ای حضرت رازی همه راضی

این خیل عظیم متقاضی همه راضی

آقای معلم زتو ناراضی و بنده

غیر از من و آقای نیازی همه راضی

از کار تو ای ساقی پر کار محله

جمشید و فری فرخ و  نازی همه راضی

شادند ز کشف تو دبیران و امیران

شیمی ادبیات ریاضی همه راضی

گاهی چه بخواهی چه نخواهی همه خوشحال

گاهی چه بسازی چه نسازی همه راضی

برخورد ندارند ، تماس بدنی هم

از غیرت خط های موازی همه راضی

هم دلبری آسان شده هم عشق ، فراوان

از برکت دنیای مجازی همه راضی

ملت همه شاکی همه شاکی همه شاکی

دولت همه راضی همه راضی همه راضی

دروازه ی ما غیرت ملی است رفیقان

از هرچه گلر مثل حجازی همه راضی

نه شیر سماور به زمین ماند ، نه داور

از این که مساوی شده بازی همه راضی!

چسبید به ما هر که در این شهر، نچسب است

از چسب تو ای شرکت رازی همه راضی

در مکتب ما باده حلال است از این پس

از رای تو ای حضرت قاضی همه راضی

سعید بیابانکی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

ولادت_رسول_اکرم

ولادت_رسول_اکرم

نام تو را نبرده مجسم نمی‌شوند

پیغمبران، گزیده‌ی عالم نمی‌شوند

در خیل انبیا، همه تنها پیمبرند

بی‌گفتن از وجود تو ، آن هم نمی‌شوند

حتی پیمبران اولوالعزم در قیاس

هم‌وزن با رسالت خاتم نمی‌شوند

صاحب کتاب مردم دنیا چرا ، ولی

شرط قبول توبه‌ی آدم نمی‌شوند

افلاکـِ بی تو معنی بودن ندارد و

منظومه‌های بی تو منظم نمی‌شوند

هم بی تو این زمین به تعادل نمی‌رسد

هم کوه‌ها بدون تو محکم نمی‌شوند

بی تو تمام حی علاهای مأذنه

بعد از شهادتین فراهم نمی‌شوند

ناگفته‌های سرٌ تو با خالق تو را

غیر از علی و فاطمه محرم نمی‌شوند

ای آفرینش از تو گرفته است تار و پود

ای وسعت مقام تو بی مرز و بی حدود

ای کوه‌ها به بردن نام تو در قیام

ای رودها به گفتن ذکر تو در قعود

ای در اذان مأذنه‌ها زنده تا ابد

ای در گلوی هرچه مؤذن پر از سرود

برگرد و از دوباره حرایی بیافرین

پرشد دوباره عرصه ی تاریخ از یهود

آل امیٌه شکل جدیدی به خود گرفت

شد کعبه در محاصره‌ی آلی از سعود

وقتش رسیده، باز الم یجعلی بخوان

شد وقت آنکه باز ابابیل‌ها فرود...

می بینم اینکه مردمِ در شعب روسفید

می بینم آنکه روی ابوجهل ها کبود...

یاغی شده است کفر ، زمان مقابله است

طوفان شده است و شهر مهیای زلزله است

پای صلیب در شب نجران شکسته شد

برخیز یا رسول که وقت مباهله است

دنیای ظلم یک طرف اسلام یک طرف

ناحق و حق همیشه دوسوی معادله است

از جزیه و مصالحه دیگر گذشته کار

اصلا چه جای حرف چه جای معامله است

چرخی بزن به معرکه‌ی ثم نبتهل

حالا که انزوای تو را کفر ، یک دله است

می‌بینم اینکه ظلم جهان را گرفته است

از ما دوباره تاب و توان را گرفته است

دستان استغاثه‌ی ما رو به آسمان

حس قنوت ، پیر و جوان را گرفته است

در استجابت غزلی را که گفته‌اند

دست بهار، جان خزان را گرفته است

از شام تا یمن پر از الله اکبر و

شور علی زمین و زمان را گرفته است

آل سعود، شعله ور از بشکه های نفت

خون عقیق، دامنشان را گرفته است

فریادهای سیصد و چندی سوار سبز

از لشگر سیاه ، عنان را گرفته است

بر بام کعبه نام علی را نوشته و

بوی خدا تمام اذان را گرفته است

شاعر:محسن_ناصحی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

ولادت_رسول_اکرم مدح_امام_صادق

ولادت_رسول_اکرم مدح_امام_صادق

روزیکه از وجود، دوعالم معاف بود

نور شما به عرش خدا در طواف بود

ارواح و نور و طینت تان پاکِ پاکِ پاک

یعنی وجودتان ز ازل صافِ صاف بود

هریک برآمده ز تجلای دیگری

یک نور واحدی که شعاعش مضاف بود

از نورتان تجلی خلقت شروع شد

آن خلقتی که خالص و بی انحراف بود

ما را هم از وجود شما منَتی رسید

رخسارتان برای دل ما مطاف بود

قالوا بلای ما همه در عرصه الست

در اصل بر ولایت تان اعتراف بود

ای نامتان مرادف ذکر خدایتان

صلِ علیَ النَبیِ و آله، ثنایتان

کی میتوان به وصفِ تو دلبر زبان گشود

کی میتوان فراخورِ شأنت، غزل سرود

کی میتوان به کُنهِ مقامات تو رسید

کی میتوان به مدح تو آقا هنر نمود

نور تو از علی شد و نور علی ز تو

آری سزاست نورٌ علی نور را سجود

آدم چشید غمزۀ تو، شد اَبوالبشر

عالَم هم از کرشمۀ تو یافت این وجود

مجموعِ انبیا به شما امتحان شدند

وَرنه بدونِ اذن تو پیغمبری نبود

ذکر مُسبَحاتِ تو مشق فرشته شد

طرزِ قیام و شیوۀ تسبیح، تا قعود

باید نوشت سر درِ دل، با خطِ جلی

یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

ای فخرِ کائنات که نامت محمد است

مدح و ثنای حضرت تو کار سرمد است

با فکر و ذکر تست که دلها خدایی اَند

بی یاد نام حضرت تو، حالِ ما بد است

قرآن دم از مکارم اخلاق، چون زند

خُلقِ کریم تست که مقصودِ ایزد است

هر قطره از وضوی تو دریای رحمتی ست

باران، رسولِ فضل و کراماتِ احمد است

تنها نه در کنار تو بودن شد افتخار

هر کس نماند بعدِ تو تسلیم، مرتد است

هر کس محبِ تست، علی دوست میشود

هر کس که بی علیست ز آیینِ ما رد است

دین خدا به دامن تو چنگ میزند

دشمن علیهِ تست، دم از جنگ میزند

شک نیست نصرتِ تو همان نصرت خداست

یعنی اطاعت تو همان طاعت خداست

تنها نه از غدیر، ز بَدوِ تولدت

فرمان بیعت تو همان بیعت خداست

تا تو رسول رئفت و مهر و عطوفتی

باران رحمت تو همان رحمت خداست

با دشمنان به شدت و سختی عمل کنی

در اصل، قدرت تو همان قدرت خداست

تَرکِ زیارت تو جفا بر حریم تست

یعنی که حُرمت تو همان حرمت خداست

آل حسین، آل علی، آل فاطمه

الحق که عترت تو همان عترت خداست

وقتی تُرا خدای تو فخر همه نوشت

ذکر تُرا به عرش اباالفاطمه نوشت

روز ولادت تو که دفعِ بلیه شد

روز شهادت تو چه شد محسنیه شد

عالم به وقت آمدنت غرق نور بود

با رفتنَت ز آتش کین، فاطمیه شد

در سال شصت و یک، سرِ نیزه، سرِ حسین

با زینب تو همرهت از قاضریه شد

امروز هم بصیرت زینب چراغ راه

بنگر که خط اول ما زینبیه شد

روح تو بود، روح خدا را بما دمید

یک شعبه از ولای علی نیجریه شد

شکر خدا که مذهب ما هست جعفری

ایام عمرِ شیعه، همه صادقیه شد

ما جان نثار احمدِ محمود مانده ایم

در انتظار مهدی موعود مانده ایم

شاعر:محمود_ژولیده

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

امام_علی مدح_امام_علی یا امیرالمومنین علی (ع)

امام_علی مدح_امام_علی

یا امیرالمومنین علی (ع)

وقتی که هدف نیست کمان فایده اش چیست؟

بی نام علی هر دو جهان فایده اش چیست؟

جز گفتن سی تا به علیٍ سه شب قدر

هی روزه ی ماه رمضان فایده اش چیست؟

جز این که بگویند علی هست امامت

بر مرده ی در قبر تکان فایده اش چیست؟

یک عمر اگر رفت به هر کار هدر رفت

حیدر که در آن نیست زمان فایده اش چیست؟

اصلا چه وضویی چه نمازی چه خدایی؟

بی ذکر علی کُل اذان فایده اش چیست؟

گر نام علی را نَبَرَد لحظه به لحظه

بگذار شود بسته دهان ،فایده اش چیست؟

شاعر: مهدی_رحیمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini