امام_رضا مناجات_امام_رضا
در این حرم چیزی ندیدم غیرِ زیبایی
کم نیست در صحنت نفس های مسیحایی
هر کس به دیدار تو آمد کربلایی شد...
اینگونه خواهی کرد از مهمان پذیرایی
از کودکی با پنجره فولاد مانوسم
وقت گرفتاری نخواهم رفت هر جایی
از آب سقاخانه هر کس خورده ، می فهمد
زمزم ندارد این چنین آب گوارایی
وقتی که نام مادرت را می بَرَد زائر
در صحن غوغا می شود آن هم چه غوغایی
وقتی برای دستگیری می رسی از راه
صحرای محشر تازه خواهد شد تماشایی
حاجات سائل را نگفته می دهی، یعنی
در دست و دلبازی نداری هیچ همتایی
چشم انتظارت می نشینم در صف محشر
بی شک به دیدار منِ سرمست می آیی
شاعر:احسان_نرگسی_رضاپور
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است
شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است
به چشمهمزدنی این دو ماه هم رفت و
بهار گریه هم امروز رو به پایان است
از این لباس جدا گشتن آنقدر سخت است
که در برابر این هجر، مرگ آسان است
مرا حلال کن آقا که باز زندهام و
هنوز در تن من بین روضهها جان است
محرم و صفر ما تمام میشود و
همیشه ابر نگاه تو غرق باران است
تو فاطمیهات این روزها شروع شده
دلت شبیه دل مادرت پریشان است
همیشه کرب و بلاییم ما ولی امشب
کبوتر دلمان مقصدش خراسان است
شاعر: محمد_علی_بیابانی
jannatol_hossein
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
تــا راهـــرو نــباشــی کــی راهبر شوی
در مکتــب حقــایق پـیش ادیـب عشـق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تـا کیـمیــای عشـق بیــابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد
آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
بــالله کـــز آفتــاب فلــک خـوبتر شوی
یک دم غریق بحــر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
از پــای تــا ســرت همـه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجــه خــدا اگــر شـودت منظـر نظر
زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود
در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
گر در سرت هوای وصال است حافظا
بـایـد کـه خـاک درگـــه اهـل هنر شوی
حافـــــظ

زائر ز ره رسید وبه مولا سلام کرد
رو بر حرم، به حال تمنا سلام کرد
افتاد تا نگاه صمیمی به گنبدش
نشناخت عاشقانه سر از پا، سلام کرد
باب المراد قافله باب الجواد بود
هر کس عریضه داشت همانجا سلام کرد
با زیر چشم پنجره فولاد را چو دید
بر یک طبیب صد دلِ شیدا سلام کرد
دیدم یکی مریض به سینه گذاشت دست
با عجز و با اشاره و ایما سلام کرد
آن دیگری برای عریضه زبان نداشت
پِلکی زد از ارادت و گویا سلام کرد
اینجا مقام قدسی محبوب انبیاست
عیسی نگر به زادهٔ موسی سلام کرد
با معرفت زنی به سر انداخت چادری
قبل از رضا به عصمت زهرا سلام کرد
از سوی زلزله زدگان قاصدی رسید
می خواست شکوه ای کند، اما سلام کرد
آقا سلام، من ز ره دوری آمدم
باید به پیشگاه تو مولا سلام کرد
یاران تو را سلام جداگانه می دهند
نام رضا شنید و مصلّی سلام کرد
لطفش کنیّ و میشنوی، میدهی جواب
هرکس تو را از آن سرِ دنیا سلام کرد
شاعر: ولی الله کلامی زنجانی
دوستانتان را نیز مهمان کنید؛
کانال حرم امام رضا علیه السلام
T.me/joinchat/BfsvDzwA9TSOHaKfU1a01A
سرود دختران بدخشان افغانستان
در آیین گشایش بازار مشترک
در مرز افغانستان و تاجیکستان
بخشهایی از شعر زیبای این سرود:
سلام ای خراسان...
....خراسان زادگان آل سامان
سلام ای ملت کاووس و کوروش
سلام ای تاجیکان تاجیکستان
شما از ما و ما هم از شماییم
شما و ما ز قوم آریاییم
قسم بر روح پاک رند شیراز
که ما از خون جمشید و یماییم
زبان ما زبان رودکی است ....
زبان ما و قلب ما یکی است
من و تو تاریخ از شهنامه داریم.
که ما دو همزبان و هم تباریم
تو از اهل بدخشانی من از ونج
ز نسل پارسیان سخن سنج
دگر این مرز را بردار از ما
که ما از این جدایی می کشیم رنج
با آرزوی فرو ریختن تمامی مرزها
و برقراری صلح و یگانگی
بین همه کشورهای جهان
FarhangianNews1