-
در پاسخ به اهانت کنندگانی که پست ترین و ناسپاس ترین افراد روی زمینند به سردار شهید سلیمانی
چهارشنبه 9 بهمن 1398 16:53
در پاسخ به اهانت کنندگانی که پست ترین و ناسپاس ترین افراد روی زمینند به سردار شهید سلیمانی این شیر مرد بی نظیر تاریخ ایران زمین حمله کفتارها قطعی بد ار شیری نبود نیش زهر مارها قطعی بد ار شیری نبود شهرها مخروبه و تنهای بی جان بیشمار زیر آن آوار ها قطعی بد ار شیری نبود بر نوامیس شما در خانه ای نابخردان جمله آزار ها قطعی...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
سهشنبه 8 بهمن 1398 22:25
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا حمله کردند سمت خانه ی وحی غاصبانی که خیره سر بودند تک و تنهاست پشت در مادر ولی آن سو «چهل نفر» بودند نا نجیبی به شعله دامن زد سَخت سرگرمِ هَتکِ حُرمَت شد بی حیا با لَگَد به دَر می زد میخِ دَر سُرخ از خجالت شد روضه را باز تر نباید خواند «دست بسته ست» حیدر کرار تلخیِ خاطراتِ آتش را هر...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
سهشنبه 8 بهمن 1398 22:23
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا صدای ناله می آید، چرا حیدر پریشان است؟ چرا این در شکسته فاطمه بی تاب و حیران است؟ صدا زد فضه را در بین دیوار و در خانه خُذینی فضه جان، محسن گشوده بال و بی جان است حسن با گریه در آغوش مادر روضه می خواند: بمیرم... جای سیلی زیر چشمانت نمایان است... به ضرب تازیانه می زدن اُمِّ اَبیها را صدای...
-
آجرک الله یا بقیت الله
سهشنبه 8 بهمن 1398 16:59
آجرک الله یا بقیت الله فی مصیبت امک فاطمه الزهراء سلام الله علیها... جان جهان،جهانِ جان، تسلیت عرض می کنیم... ولیِّ امر مهربان. ، تسلیت عرض می کنیم... به غم نشسته یی ولی،غریب و زار و بی کسی ای کس وکار بی کسان، تسلیت عرض می کنیم... هم دل تو گرفته و، هم دل ما گرفته است به آه و ندبه و فغان، تسلیت عرض می کنیم... شبیه قبر...
-
به مناسبت شهادت سرلشگر حاج_قاسم_سلیمانی
دوشنبه 7 بهمن 1398 20:44
به مناسبت شهادت سرلشگر حاج_قاسم_سلیمانی در دل خون و خاک خوابیدن تازه گاهی شروع بیداریست پیش چشمان عمهء سادات اربٱ اربٱ شدن چه تکراریست راستی روضه خوان شدن ساده است باز، آتش به جانمان افتاد عکس انگشتر تو هر کس دید یاد انگشت و ساربان افتاد حاج قاسم، اگر چه سربسته گفته بودی، شهید خواهی شد حرفی از سوختن نبود اما.... آخر...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
دوشنبه 7 بهمن 1398 19:02
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا باید که با تنهایی ام دیگر بسازم با درد پهلوی تو ای دلبر، بسازم با این غروری که شکسته بین کوچه با بغضِ در حلقوم و چشمِ تر بسازم از من پس از کوچه دگر چیزی نمانده با من بمان تا حیدری بهتر بسازم کنج قفس افتادی و بالت شکسته ای کاش می شد تا برایت پر بسازم غصه نخور تعمیر خواهم کرد در را تو امر کن ده...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
یکشنبه 6 بهمن 1398 22:34
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا جذبه از یاقوت و گوهر میرود سور ۂ اخلاص و کوثر میرود زجرها دیده ست اما غرق شوق؛ محض ِ دیدار پیمبر(ص) میرود لرزه می افتد به جانِ مرتضی(ع) هر زمان که جانبِ «در»... میرود گرچه خوانده مجتبی(ع) أمن یُجیب خوب میداند که آخر میرود... نیمه شب «عجّل وفاتی» خوانده و دیگر از آغوش بستر میرود با چه حالی...
-
بنده چون نوچه ی آقای فلانی هستم
یکشنبه 6 بهمن 1398 16:31
بنده چون نوچه ی آقای فلانی هستم فارغ از دلهره، دور از نگرانی هستم هر کجا قصد کنم پست به من خواهد داد عاشق پارتی و میز و تبانی هستم هر طرف میل کند حضرتشان می چرخم قهرمان حرکات دورانی هستم او که فرمان بدهد، پیش قدومش طوری تکه تکه شوم انگار که "رانی" هستم با همین سن کمم چند ریاست دارم تازه در اول دوران جوانی...
-
ز ِ انـدوه ِ وطـن، از دیـدگان؛ خون است - میریزد
شنبه 5 بهمن 1398 10:50
ز ِ انـدوه ِ وطـن، از دیـدگان؛ خون است - میریزد استغاثهمیکنیم هرچه؛ باز وارون است - میریزد داد از بیدادها، کمندارند محنتو غم مردم ِ ایران مصیبت یکسره باز بر این؛ هامون است - میریزد بلا بیرون زَنـَد از این زمین ِ دردمند - فاجعه روید از آسمان - غم و اندوه؛ مثل ِ بارون است میریزد گناه ِ ســرزمینم چیست؟؟ نمیدانم...
-
شرمنده ایم مادر...
جمعه 4 بهمن 1398 10:27
شرمنده ایم مادر... شما در راه امام زمانه تان غصه خوردی، سیلی خوردی، طفلت را دادی؛ اما ما... در کوچه های تنگ زمانه مان برای یاری امام غایب مان سیلی که هیچ، طفل که هیچ، غصه هم نخوردیم... فاطمیه Be_Sooye_Zohoor
-
مادر! تمام ارض و سما بیقرار توست
جمعه 4 بهمن 1398 10:25
مادر! تمام ارض و سما بیقرار توست حتی خدای عزوجل سوگوار توست دستاس بین دست تو سکان عالم است ای قطب عالمین، جهان در مدار توست بیهوده گفتهاند مزار تو مخفی است در سینههای گریه کنانت مزار توست تو اولین شهیدِ دفاع از حرم شدی آری! همین بزرگترین افتخار توست حالا شکستهتر شدی آیینهی علی در خود شکستن علی از انکسار توست باید...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #فاطمیه_۴۵_روز
جمعه 4 بهمن 1398 10:11
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #فاطمیه_۴۵_روز ناله کم کن تا نبینی بر لبانم آه را غصه ی تو داده بر من این غمِ جانکاه را میکنی این خانه را خود رو براه و میبری از دو پای حیدرت بانو توانِ راه را خوب میدانم چه دردی در وجودت میکشی زانکه دیدم دودِ بر در...خونِ بر درگاه را با پرِ چادر مپوشان صورتت از روی من تا ببینم محرمم آن چهره...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
جمعه 4 بهمن 1398 10:09
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا اصلاً خودَش می خواست اینجا کَم بماند او رفت تاکه هم نماند هم بماند عالِم ترین عَلامه ها گفتند : او رفت تا در غمِ این عالِمه عالَم بماند از بس که عفت داشت باید روضه اش هم در چادری از جنس ابریشم بماند (دَر)ها همه یک روضه ی بازند تا باز این زخمِ بازِ شیعه بی مَرهم بماند در روضهْ چایِ (قند...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
جمعه 4 بهمن 1398 10:05
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا من بیمار، مداوا نکند خوشنودم غم طبیبم شده و مرگ شده بهبودم هیچ کس نیست، که باری ز دلم بردارد عاقبت داغ و غم و درد کند نابودم! اشک بس ریخته ام، هرکه ببیند گوید سرو بشکسته ی خم گشته، کنار جویم! گه ز حق، مرگ طلب می کنم و گه گویم کاش می بودم و غمخوار علی می بودم زیر این چرخ علی دوست تر از فاطمه...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
جمعه 4 بهمن 1398 10:04
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا به خدا علت ایجاد دو عالم زهراست پاره ی پیکر پیغمبر خاتم زهراست بهترین مایه ی آرامش جانِ مولا شادی قلب نبیُّ الَه اعظم زهراست نه فقط الگوی زن های زمانش بوده الگوی آسیه و اسوه ی مریم زهراست و بهشت است که زیر قدمش خلق شده جلوه ی معنوی کوثر و زمزم زهراست گریه کن های حسین بن علی می دانند اولین...
-
حضرت زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 22:43
حضرت زهرا نام زهرا بر دلم فرمانروایی میکند در دو دنیا فاطمه کار خدایی میکند فاطمه انسیه الحورا پیغمبر بود او فقط کفو امیرالمومنین حیدر بود گر نبودش مرتضی، کفوی دگر زهرا نداشت مثل و مانندی به دنیا حیدر تنها نداشت فاطمه بهر علی و او برای فاطمه عالم خلقت علم زیر لوای فاطمه خانهاش، بیت گلینش کعبه اهل ولا بوسه گاه...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:49
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا غصه،به غصه ی دل من گریه می کند بر این خمیده،سرو چمن گریه می کند از لحضه ای که دید چسان بازویم شکست زینب به جای حرف زدن گریه می کند من گریه می کنم به غم و غربت علی حیدر برای پهلوی من گریه می کند با هر نفس تمام تنم تیر می کشد حتی زمان غسل،کفن گریه می کند مسمار بین سینه ی من بود و سوختم دیدم که...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:46
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت موی او را دوباره «شانه» کند باید انگار جای بازوی خود مادرش شانه را بهانه کند زینب از دست های لرزانش خوب فهمید هُرم آتش را مادرش زیر لب چنین می گفت با تو هم اینچنین زمانه کند اشک ها شان برای هم زیباست کربلا و مدینه ای بر پاست زینب افتاده است یاد غلاف مادرش یاد...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:42
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا یا فِضّه خُذینی که دگر تاب ندارم مانند علی بی کسم اَحباب ندارم پیغام مرا زود به حیدر برسانید: جز گوشه ی اَبروی تو محراب ندارم باید که بپوشانم از او چهره ی خود را با زخم و کبودی رخ مهتاب ندارم طِفلی حسنم دیده که نامرد مرا زد با گریه بمن گفت: دگر خواب ندارم فِضّه بگمانم که حسینم زده فریاد: مادر...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:33
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است هستی بدون حضرتش نقشی بر آب است اصلاً بدون فاطمه بودن، عذاب است هرکس که بی زهرا شود، در اضطراب است هرکس که شد بی فاطمه تنهاست، تنها سرمایهی هستی فقط زهراست، زهرا زهرا کجا و آن همه آزار، ای وای زهرا کجا و در کجا، دیوار، ای وای انسیه ی احمد کجا و نار، ای وای حورا...
-
سخت آزرده شد و وقتِ سفر درد کشید
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:26
سخت آزرده شد و وقتِ سفر درد کشید بسکه از دست قضا، دستِ قدَر درد کشید تار میدید و شنیدم که حدودِ دو سه ماه با همان چشم ِ ورم کرده و «تر» درد کشید از همان لحظه که، گستاخیِ آتش گل کرد جگرش سوخت و از داغِ پدر درد کشید میخ با آتش و دیوار تبانی می کرد بیهوا تا که لگد خورد به «در»! درد کشید جانش آمد به لب و آنچه نباید می شد...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:24
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا آنکس که زد به روی تو باید زند نقاب از من نگیر رو که شدم از خجالت آب هر شب کنار آهِ تو من آه می کشم در خاکِ بستر تو علی شد ، ابوتراب در بین بی محلیِ یک شهر ، فاطمه قنفذ به خنده ، جان مرا میدهد عذاب شرمنده ام از این که ورم کرده بازویت سهم تو تازیانه شد و سهم من طناب زهرا به خونِ محسنمان می خورم...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:20
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا استراحت کن کمی تا صبح بیداری بس است پلک هایت سوخته پس گریه و زاری بس است خانه ام جارو نمی خواهد به خود زحمت نده با قدی خم ایستادن های اجباری بس است دستْ بر دیوارْ دردِ سینه را پنهان نکن خنده های بی رمق از روی ناچاری بس است بانوی خانه، نفس را هم به سختی میکشی میشود از پختن نان دست برداری، بس...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:19
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا صحبت از مادر که می آید هیاهو می شود بغض هایِ زخمى ام بینِ گلو رو می شود روضه وقتی روضه ی ناموسی است و کوچه ها لطمه و سیلی ،نصیبِ طاقِ ابرو می شود روضه ی صدّیقه کبرا.. نه جایِ هرکس است هر کسی مَحرم شود گریه کُنِ او می شود اینقدر تأثیر دارد اشک هایِ فاطمی.. زمزمی می سازد از چشم و چنان جو می شود...
-
بداهه ی شاعران راه راه در وصف سلبریتی ها
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:12
بداهه ی شاعران راه راه در وصف سلبریتی ها شاه صاحب قَران سلبریتی ما چو رعیت وَ خان، سلبریتی صاحب علم غیب و دارای حکمت جاودان سلبربتی بسکه خاکی ست گویی افتاده از تُک آسمان سلبریتی هست استاد خردهفرمایش در علوم کلان، سلبریتی صاحب دکترای استیفا در حقوق زنان سلبریتی سمبل بی مثال همدردی دایه ی مهربان سلبریتی مثل کوه است پشت...
-
من بلد نیستم ریاست را
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:07
من بلد نیستم ریاست را بس کنید این همه شماتت را صبح جمعه خبر شنیدم که به کفم داده اید دولت را عشق من کلبه عمو سام است جان دهم لحظه زیارت را من فقط وعده دادنی بلدم قدر می دانم این مهارت را! عادتم بوده لاف ها بزنم نکنم ترک هرگز عادت را صنعتم واردات جاسوس است شده ام خبره این تجارت را رونق اقتصاد داخل... حیف! من بلد نیستم...
-
ز عشقت
چهارشنبه 2 بهمن 1398 22:59
ز عشقت زعشقت آنچنان مستم که دیگر خود نمی دانم در این مستی بوَم حیران و با این حال خاموشم نه دوریت بوَد ممکن نه آغوش پر از مهرت ز بوی زلف مشکینت ولی همواره مدهوشم رُخت بگشای ای ساقی که جانم در طلب باشد بده یک جرعه زان باده برَد هم دم وَ هم هوشم در این دیر پر از محنت بسی سختی پذیرفتم به این اندیشه تا روزی شراب معرفت...
-
در نکوهش دزدی های پسابرجام
دوشنبه 30 دی 1398 23:08
در نکوهش دزدی های پسابرجام خدا از سر بگرداند بلای بد بیاری را تمام درد و رنج حاصل از فقر و نداری را بگیرد دست ما را بند در جایی کند، ای کاش نصیب ما کند بی دردسر شغلی اداری را بلای جان ما امروز بیکاری ست بعد از عشق که بر ما می کند وارد از هر سو فشاری را به روی پشت بام خانه ای رفتم همین دیشب! کسی پِخ کرد و ترسیدم، کشیدم...
-
بسم رب الکرام الجمیل
دوشنبه 30 دی 1398 22:42
بسم رب الکرام الجمیل صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم با ما به جام باده صافی...
-
ای دل اگر به دیده ی تحقیق بنگری
دوشنبه 30 دی 1398 20:21
ای دل اگر به دیده ی تحقیق بنگری راهی جز اختلاس ندارد توانگری البته اختلاس ردیفی که صفرهاش باشد فزون ز کنجد بر نان بربری دیدی که فنچ پخمه ی ماقبل اختلاس اکنون شده ست هیکلی و سینه کفتری با اختلاس می شوی یک روزه آرنولد باشی اگر چنان نی قلیان ز لاغری جاروی اختلاس به جادوگران رسد آنان که لُنگ پهن کند پیششان "هری"...