-
حضرت_زهرا مدح_حضرت_زهرا
جمعه 25 بهمن 1398 21:22
حضرت_زهرا مدح_حضرت_زهرا شُکوه خلقت نوری او زبانزد شد در آسمانِ علی زهره ی محمد شد قلم کشید به تقدیر شوم باورها عزیز قلب پدرها شدند دخترها برای شب زدگان یک پیام روشن داشت نزولش از لب روح الامین شنیدن داشت زمین از آن تب ظلمت نجات پیدا کرد طلوع آیه ی تطهیر را تماشا کرد صفات قدسیه تقدیم پیشگاهش شد پر فرشته به هر گام فرش...
-
خداوندا کمک کن من رئیس جمهور فردا شم
جمعه 25 بهمن 1398 16:21
خداوندا کمک کن من رئیس جمهور فردا شم کلید اَنداز قفل مشکلات کل دنیاشم بدون رنگ و آرایش بدون ذره ای گیریم من آن معشوق رویایی خانوم زلیخا شم نه از یوسف شدن بگذر حسادت میکنن مردم که یکهو باعث دزدی بنیامین بابا شم خدایا خواب بودم رفت بالا قیمت بنزین و من جرات نمیکردم که از خواب خودم پاشم خداوندا تو کاری کن که راه خدمتم...
-
خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم
پنجشنبه 24 بهمن 1398 23:30
خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم راه رود جاری احساسمان را سد کنیم عشق،در هر حالتی خوب است؛خوبِ خوبِ خوب پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم دل به دریا میزنم... دل را به دریا میزنی؟ تا توکّل بر هر آنچه پیش میآید کنیم جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد...
-
«رشیدنامه»! قسمت چهاردهم
پنجشنبه 24 بهمن 1398 20:44
«رشیدنامه»! قسمت چهاردهم اندر شکوفا شدن استعداد رشید در فضایی مرطوب! شنیدستم که در عصری بهاری پر از شادی، ز رنج و غصّه عاری ز اسپکهای خود بس شادمانه رشید آمد پس از تمرین به خانه سوی حمّام، آن بالابلا شد کمی خم گشت و زیر دوش، جا شد! چو بار خستگی را دید بر دوش نهاد آن را زمین با یاریِ «دوش»! به روی کلّهی خود ریخت...
-
کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت
پنجشنبه 24 بهمن 1398 00:24
کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت تا که برگردم شنیدم ،از غمم نالیدو رفت دیده بودم خواب مادر را شب میلاد من لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است مثل مامور از بهشت،آمد مرا زایید و رفت قوم وخویشانم مکرر، این خبر را میدهند مادرت درخواب ما،حال توراپرسیدورفت من به قربانت ،که هرجا رفته...
-
به مناسبت اربعین شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی
چهارشنبه 23 بهمن 1398 14:16
به مناسبت اربعین شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی دیدی آخر اثر فتنه شیطانی را که جدا کرد زما،یوسف کنعانی را دوش کفتار سیه روی سیه روز پلید ریخت بر خاک بلا خون سلیمانی را ای که در راه وطن گوهر جان باخته ای خیز و بنگر من و این دیده بارانی را بی گمان دست جدای تو به سرپنجه خون بهر ابلیس رقم زد شب پایانی را ز من ای رعد خروشنده به...
-
به مناسبت اربعین شهادت حاج_قاسم_سلیمانی
چهارشنبه 23 بهمن 1398 14:11
به مناسبت اربعین شهادت حاج_قاسم_سلیمانی رفت از خاکِ وطن سالم و بی سر آمد اِرباً اِربا شد و با روضه ی اکبر آمد صاحبِ عصر، عزادار سلیمانی شد روضه اش با دهه ی اول مادر آمد بنویسید که سرباز وطن بود ولی یا علی آجَرَکَ الله که اَشتر آمد رعشه بر جان شیاطین و عَدو افتاده اُمتی مُنسجم و تابعِ رهبر آمد قدس را هدیه به روح تو...
-
تویی که یکسره در حال تایپ توییتی
چهارشنبه 23 بهمن 1398 14:08
تویی که یکسره در حال تایپ توییتی خود خود خود مردم تویی سلبریتی سیاه پوش عزای بویینگ اوکراینی مخالف هولوکاست و تز برگزیتی تویی که توی صف مرغ و گوشت می خوابی و ما همیشه کجاییم؟ ها! صفا سیتی کنار ساحل سانتامونیکاییم، همه چه صحنه های قشنگی ست توی این گیتی! همه فراری از مالیات، در کاخیم تو لنگ یاری یارانه، کنج سوییتی و...
-
به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دهه_فجر
سهشنبه 22 بهمن 1398 12:26
به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دهه_فجر چگونه شکر بجا آوریم از این نعمت که هست دستِ تو بالا سرِ همه امت دعای حضرتتان گر نبود، بی تردید نمیشدیم به انبوهِ فتنه ها نصرت هزار مرتبه باید ز دست میرفتیم میانِ اینهمه سختی علیهِ این نهضت نکرده ای تو فراموش لحظه ای ما را نبوده ای تو دمی غافل از محبانت به اسم گاه، دعا...
-
به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
سهشنبه 22 بهمن 1398 12:25
به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی حاج_قاسم_سلیمانی دهه_فجر باز هم ایرانمان با رمزِ عشق و اتّحاد دشمنان را بر زمین زد! تن به ذلّت ها نداد حک شده بر روی جمهوری اسلامیِ مان یادِ یارانِ جمارانی به خیر و زنده باد خون سرخ شاهرگ هاشان فدای دین شد و... پرچم سبزِ حسینی شد علَم با اعتقاد باز هم تاریخ در جریان و با دستانِ...
-
نصایحُ البراَندازیه
سهشنبه 22 بهمن 1398 12:16
نصایحُ البراَندازیه باز وقت راه پیمایی شده وقت هشتگ که نمیآیی شده هیچ کس فردا نمی آید بدان پس نرو بیرون و در خانه بمان هر که می بینی که آید پا به پات یا درخت است و توهم یا ربات کارهاشان غیر معمولی شده ساندیس هم این سری، پولی شده هی مگس گردیده دور دیسشان با کرونا پر شده ساندیسشان من خبر دارم که داعش آمده ویروس سیریش...
-
گلایه های یک برانداز
سهشنبه 22 بهمن 1398 12:14
گلایه های یک برانداز میان کوچه خیابان درخت می روید درست مرکز میدان درخت می روید گرفته فال مرا فالگیر بی وجدان درون قهوه ی فنجان درخت میروید مرور می کنم هر بار نقشه را ، افسوس به جای جای هر استان درخت می روید هوای صاف که سهل است دیده ام حتی همیشه در دل طوفان درخت می روید دهان باز توافق دریده شد جر خورد از اینکه داخل...
-
برای مراسم بزرگداشت دکتر اسماعیل امینی،
دوشنبه 21 بهمن 1398 19:49
برای مراسم بزرگداشت دکتر اسماعیل امینی، در آستانه انتخابات مجلس! «خاک ایران یک سر از دکتر پر است هرکه دکتر نیست نانش آجر است» بیت فوق از شعر «دکتربازی» است حرف آن بالاتر از طنّازی است! آنکه گفته کشور از دکتر پُر است نشنوید از من، خودش هم دکتر است! استفاده کرده از این حربهها گم کند تا ایز بهر گربهها! کاش دکتر بود...
-
ای که می پرسی نشان عشق چیست؟
دوشنبه 21 بهمن 1398 14:04
ای که می پرسی نشان عشق چیست؟ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مشکلی آسـان کنی دردی از در مانده ای درمان کنی. در میان این همـه غوغـا و شـر عشق یعنـی کاهـش رنج بشـر عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگـذاری آب را ، بر تشنـــه تـر عشق یعنی دشت گل کاری شده در کویری...
-
در نکوهش دزدی های پسابرجام
دوشنبه 21 بهمن 1398 12:40
در نکوهش دزدی های پسابرجام خدا از سر بگرداند بلای بد بیاری را تمام درد و رنج حاصل از فقر و نداری را بگیرد دست ما را بند در جایی کند، ای کاش نصیب ما کند بی دردسر شغلی اداری را بلای جان ما امروز بیکاری ست بعد از عشق که بر ما می کند وارد از هر سو فشاری را به روی پشت بام خانه ای رفتم همین دیشب! کسی پِخ کرد و ترسیدم، کشیدم...
-
به نام خداوند جان آفرین
جمعه 18 بهمن 1398 21:34
به نام خداوند جان آفرین خدای زمین و زمان آفرین خدای سپهر از دخان افرین هم از نار و گل انس و جان افرین خدای چنین و چنان آفرین خدای فلان و فلان آفرین پس از حمد بسیار یکتا خدای بگم قصه تا کمی حال بیای یکی پهلوان عریض و طویل که بوده ست در سیستان بی بدیل حریفش نبوده خر و اسب و فیل از اول قوی بوده او بی دلیل که دمبل زده صبح...
-
شتر! شده همه شب پنبه دانه رویایت
جمعه 18 بهمن 1398 21:27
شتر! شده همه شب پنبه دانه رویایت درآمده ست ز صد نقطه پیر و بابایت رژیم را چه جسورانه چنج کردی باز میان خواب شبانه قولنج کردی باز برای چرب شدن با سیبیل می چرخی به دور مرکز پخش شیتیل می چرخی تو شیر اسکل بر پرده ای چهل سال است جناب شیر،بز آورده ای چهل سال است شناخته همه کس مخزن الدروغت را Voa و bbc پر!! بنوش دوغت را بگو...
-
ای حرمت امن ترین تکیه گاه
جمعه 18 بهمن 1398 19:22
ای حرمت امن ترین تکیه گاه صحن تو مأوای مَنِ بی پناه ای کرمت آخر بخشندگی گنبد تو اوج درخشندگی سائلم و دست به دامان تو چشم من و لطف فراوان تو دل که جدا شد ز تو مخروب شد حال دلم در حرمت خوب شد یک نظرت زندگی ام را بس است هر که گدایت نشده بی کس است رو نزنم جز تو برِ هیچ کس جان جوادت تو به فریاد رس السلام علیک یا علی بن...
-
شوق نسیم بامدادت بی نظیر است
جمعه 18 بهمن 1398 19:15
شوق نسیم بامدادت بی نظیر است حال زیارت با عبادت بی نظیر است دلتنگِ قدری آبِ سقّاخانه هستم یادم کن آقاجان که یادت بی نظیر است میگفت: از ما لحظه ای رو برنگردان اشک غلام خانه زادت بی نظیر است از دستهایت هرچه پیش آمد خوش آمد سلطانی و کم یا زیادت بی نظیر است کلّ حرم لطف خودش را دارد اما آرامش باب الجوادت بی نظیر است السلام...
-
بنده در عمر گهربارم خطا اصلا ندارم
جمعه 18 بهمن 1398 18:58
بنده در عمر گهربارم خطا اصلا ندارم هرکه دارد من ندارم، هر که دارد من ندارم اشتباهی دیده ای؟ حتما خطای دید داری یا که بی عقلی و بی فرهنگی و بی کار و باری گیرم اپسیلون خطایی سر زده از آستینم آنقدر بخشودنی باشد که آن را من نبینم سیل اگر آمد سفر بودم ددر بودم؟ نبودم قیمتی رفته ست بالا ، باخبر بودم؟ نبودم ای سلبریتی که...
-
(با اجازه از محمد جواد محبت)
جمعه 18 بهمن 1398 18:57
(با اجازه از محمد جواد محبت) د و کاج در کنار حریم یک اتوبان توی تهران دو کاج روئیدند مردم البته از گرفتاری کاجها را به کُل نمیدیدند روزی از روزهای پاییزی حکم تعریض آمد از بالا راه افتاد شخص پیمانکار شب که بودند خلق در لالا! یکی از کاجها به ایشان گفت: لطف خود را به بنده شامل کن چند تا سَرو آنطرف تر هست ما دو را جون...
-
دیروز یکی شخصِ پر آوازه و شاخص
جمعه 18 بهمن 1398 18:54
دیروز یکی شخصِ پر آوازه و شاخص بنشست به پیش من و بگرفت به خود حِس وا کرد سرِ حرف و صمیمانه به من گفت من با تو انیسم، تو مرا یاور و مونس من پنج پسر دارم و خوشحالم از اینکه در دور و برم نیست کسی قلدر و ناکِس از پنج پسر: چاکر تو اول و ثانی در خدمت تو ثالث و هم رابع و خامِس ای شاعر خوش ذوق حمایت بکن از من تا اینکه شوم با...
-
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
چهارشنبه 9 بهمن 1398 23:02
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا حال من خوب است، اما بشنو و باور نکن پس بمان و روزگارم را از این بدتر نکن یا به دستِ ناتوانت اینقدَر زحمت نده یا نه؛ چشمان مرا با گریههایت تر نکن گرچه سوزاندند باغم را؛ بهشتش کن؛ بمان خانهای که سوخت را با داغ، خاکستر نکن آهِ دودآلودهی آیینهی دق را نبین روبروی آن نرو؛ دیگر نظر بر در نکن با...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
چهارشنبه 9 بهمن 1398 22:26
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا که را به غیر تو از تو بخواهم ای بانو تویی که بوده و هستی پناهم ای بانو میان این شب ظلمانیِ پُر از وحشت شدست ، لطف شما تکیه گاهم ای بانو اگر چه مانده به فرشم ، به عرش خواهم رفت اگر به لطف ، کنی یک نگاهم ای بانو هر آنچه راه، برای من است ، ختمِ به توست همیشه بوده نگاهت به راهم ای بانو به لطف...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
چهارشنبه 9 بهمن 1398 22:22
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا ضعفی شدید نیروی او را گرفته بود دیگر توان ز زانوی او را گرفته بود در ازدحام پشت در و دود و شعله ها آتش سراغ گیسوی اورا گرفته بود می خواست تا جدا شود از پشت در ولی تیزی میخ ، پهلوی او را گرفته بود تحتِ فشار لنگه ی در گیر کرده بود بی خود نبود در ، بوی او را گرفته بود مولا چه می کشید چو می دید...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
چهارشنبه 9 بهمن 1398 21:40
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا مادرم معنای مهر و معنی ایثار بود مادرم بهر علی مرتضی غمخوار بود مادرم زهرا همیشه فکر مردم بوده است ورد لب هایش فقط الجّار ثم الدّار بود مادرم هرگز نشد مغلوب دشمن چونکه او مثل پیغمبر اشداء علی الکفّار بود مادرم هجده بهار از حی سرمد عمر خواست مادرم در سن هجده سالگی بیمار بود در شب تدفین...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا امام_زمان
چهارشنبه 9 بهمن 1398 21:38
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا امام_زمان دوباره در دلم آشوب عالم آمده است قیامت آمده یا که مُحرّم آمده است عزای کیست که حتی خود مُحرّم هم به سر زنان و پریشان و درهم آمده است عزای اشرف اولاد آدم است آری عزای بنت نبی مکرم آمده است تمام خلق دچار مُحرّمند ولی برای فاطمه دلهای مَحرم آمده است دوباره فاطمیه آمد و یقین داریم در...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
چهارشنبه 9 بهمن 1398 21:17
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا شبیه ربنایی که دم افطار می پیچد صدای فاطمه در کوچه و بازار می پیچد مگر زهرا نبود انگیزه ی ایجاد این عالم چرا دور سر او گنبد دوار می پیچد چه غوغایی به راه افتاده از زهرا در این خانه صدایی که به در خورده است، از دیوار می پیچد سرش خورده به دیوار و کمی با مکث می افتد کنار استخوان پهلویش مسمار...
-
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
چهارشنبه 9 بهمن 1398 17:46
حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد در ازدحام هجوم ستم ، در خانه خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد.... به آن عبا که علی روی همسرش انداخت زنی مقابل نامردها زمین نخورد به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر که...
-
بنده چون نوچه ی آقای فلانی هستم
چهارشنبه 9 بهمن 1398 16:56
بنده چون نوچه ی آقای فلانی هستم فارغ از دلهره، دور از نگرانی هستم هر کجا قصد کنم پست به من خواهد داد عاشق پارتی و میز و تبانی هستم هر طرف میل کند حضرتشان می چرخم قهرمان حرکات دورانی هستم او که فرمان بدهد، پیش قدومش طوری تکه تکه شوم انگار که "رانی" هستم با همین سن کمم چند ریاست دارم تازه در اول دوران جوانی...