| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |

10 بیماری شایع در زمستان
برخی از بیماریها و مشکلات از قبیل آسم، گلودرد، سردی دستوپا و آنفلوانزا در هوای سرد پدیدار و یا تشدید میشوند. در این مطلب به معرفی این بیماریها و نحوه مواجهه با آنها میپردازیم.
آسم
تبخال
گلودرد
آنفلوانزا
نوروویروس
درد مفاصل
حمله قلبی
پوست خشک
سرماخوردگی
سردی دستها و پاها
بیشتر بخوانید:
yon.ir/s7YBf
عاشقانهای به سبک علی کریمی:
یار اگر یار بود یک یار است
عشق اگر آب بود پُر خار است
آدمی که کنار آتیش است
با غم چوب دوست تبدار است
چنگ باید به طارمی بزند
هر کسی که به دست او تار است
عاشقیّـت که کار مجنون نیست
عاشقیّـات ما هـوادار است
میشود تـوپ، آن که لیلی دید
میخورد توت، آن که بیمار است
پس چرا او نمیشود عاشق؟
چون خـداداد ما خـدادار است
دلبـر او شبیـه یخچال است
دلبر ما همیشه جادار است
من چه گفتم؟ خودم نمیدانم
سرخوشیهای عاشقان سار است
محمدیاسین اسدی
طنزیم
tanzym_ir
دنیا خیلی زیباتر خواهد شد اگر بیاموزیم:
دروغ نگوییم،
تهمت نزنیم،
مؤدب باشیم،
صادق باشیم،
انتقاد پذیر باشیم،
دیگران را آزار ندهیم،
وجدان داشته باشیم،
از کسی بت نسازیم،
نظافت را رعایت کنیم،
از قدرت سوء استفاده نکنیم،
پشت سر کسی غیبت نکنیم،
به عقاید همدیگر احترام بگذاریم،
مسؤلیت اشتباهاتمان را بپذیریم،
به قومیت و ملیت کسی توهین نکنیم،
به ناموس دیگران چشم نداشته باشیم و
در مورد دیگران قضاوت و پیش داوری نکنیم....
دعایی زیبا از بابا طاهر :
خدایا دانشی ده ؛ غم نگیرم .
بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم .
خدایا از شهامت بی نصیبم،
شهامت ده که آرامش بگیرم.
خدایا ؛ این تفاوت بر من آموز.
که در گمراهی مطلق نمیرم.
ابرها به آسمان تکیه میکنند،
درختان به زمین
و انسانها به مهربانی یکدیگر.........
گاهی دلگرمی یک دوست چنان معجزه میکند
که انگار خدا در زمین کنار توست.
جاودان باد سایه دوستانیکه شادی را علتند نه شریک،
و غم را شریکند نه دلیل...
ره میخانه
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
بجوئید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته است
نمیدانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود میشناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است
دیوان اشعار عطار غزل شماره 76