وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

تبسمت چه نجیب است، کیستی بانو؟!

تبسمت چه نجیب است، کیستی بانو؟!

شبیه مردم این شهر نیستی بانو!

شنیده ام که قسم خورده ای غزل بشوی

خدا کند سر حرفت بایستی بانو

پر از شمیم ترنجی و خوب معلوم است

خلاف حکم شقایق نزیستی بانو

کدام خاطره از باغ مانده در ذهنت ؟

دوباره صحبت گل شد گریستی بانو

همیشه خیره به مهتاب، پرسشی داری

شبانه این همه دنبال چیستی بانو؟

بخند، خنده ی تو طعم دیگری دارد

شبیه مردم این شهر نیستی بانو

سعید_مبشر

فقط_شعر_و_غزل

heydarzadeh_channel

ای مردمان بگویید آرام جان من کو

http://uupload.ir/files/6rf8_%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg

ای مردمان بگویید آرام جان من کو

راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو

نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس

گه گه به ناز گویم سرو روان من کو

در بوستان شادی هرکس به چیدن گل

آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو

جانان من سفر کرد با او برفت جانم

باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو

هرکس به خان و مانی دارند مهربانی

من مهربان ندارم نامهربان من کو

T.k

همیاران آسایشگاه معلولین و سالمندان گیلان-رشت (خیریه)

ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!

ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!

ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...

ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...

ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...

ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...

ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...

ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...

ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...

ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...

ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...

ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...

ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ بر نمی دارد

سیل ویرانگر رسید و خانه ها ویران شدند

سیل ویرانگر رسید و خانه ها ویران شدند

آب، گل آلوده شد وَ ماهیان عطشان شدند

آب گل آلوده ماهی های خوبی می دهد

در پیِ این حادثِه تمساح ها گریان شدند

این همه باران به ناگه کرد پر دریاچه را

مرد و زن از این فراوانی بسی حیران شدند

یک نفر از پشت میزش داد زد من بوده ام

با تدابیری که کردم رودها درمان شدند

شاهکاری کرده ام دریاچه ها پر آب گشت

ابر ها هم چون مرا دیدند پر باران شدند

کارگردان نمایش های هندی تا شنید

گفت هندی ها مرید کشور ایران شدند

طنز_مطبوعاتی

وطن_امروز

علی علوی مهر

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

گاهـــــــــــــی خلــوتِ دوستت را بهم بــریـــز !


http://uupload.ir/files/tved_%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%8A.jpg

گاهـــــــــــــی

خلــوتِ دوستت را بهم بــریـــز !

تا بداند که تنها نیست...

آرزوی ماست که در وجــودِ

دوست خانه ای داشته باشیم

حتی به مساحت یک یاد ...

زنــدگی "کوتاه تر از آنست که

به خصومت بگذرد ،

و قلب ها گرامی تر از آنند که

بشکننـــــــــد ... !!

آنچه از روزگار به دست می آید

با خنده نمی مــانـــد

و آنچه از دست برود

با گریه جبـــران نمی شـــود ...

فــردا خورشید "طلــــــــــوع "

خــــــــواهد کرد ،

حتی اگر "ما" نباشیـم ...!

پــس تا فـرصت هست ،

‌ قــدر همــــدیگـر را بدانیـم...

nargesiiiaaa