جای ِ مردان ِ سیاست، بنشانید درخت
که هوا تازه شود ... سهراب_سپهری
«جای ِ مردان ِ سیاست - بنشانیم درخت»؟
چه شَوَد؟ «که هوا تازه شود» - ما بدبخت !؟
از سر ِ کینه و بُغض؛ تا بسازند - ز ِ خویش
دستهیِ داس و تبر، تیغ، وَ یا تیشهیِ سخت !؟
پس هوایِ دل ِ ما چی؟ چطور ... تازه شَوَد؟
خون ز ِ اندوه؛ به دلِ مردم ِ ما، گشته لَخت !
بس نمودیم؛ رُخ ِ خویش - ز ِ سیلیها سُرخ
صورت ِ نیلیمان؛ پهنو کبود استو پَخت !!
عشق؛ مـُردهاست ... درون ِ دل ِ ایرانیها !
چه بد اقبال شُدیم؟ عجب؛ قسمتیو بخت !
حرف ِ مُفتی شُدهاست عشق؛ درونِ دل ِ ما
عاشقی، تنها شُده؛ خوردنو پوشیدنِ رخت !!
زندگی - عشق - شرافت؛ همه بیمعنا گشت !
تا که ماندهست؛ اثر ِ ظلمو ریا - تاجو تخت
جایِ مردانِ سیاسی بهتهران؛ بکارید درخت
ممکن است؛ پاک نماید - آسمان ِ پایتخت !!
جای ِ مردان ِ سیاست پیشه در - ایران ِ ما
بنشانید؛ گُل و گندم و جو - با خیال ِ تخت !!
به شمیم ِ گُل ِ رنگین؛ شایدم - تازه شُدیم
یا شَوَد سیر شکمها، ز ِ دل؛ کمی غم آهَخت !!
حسن_جهانچی
۸ تیر ماه - ۱۳۹۸
HasanJahanchiبرجام_نافرجام
شیخ ما نعره زد سر منبر
آرزو کرد مرگ امریکا
گفت: شیطان پست آدمکش
قول خود از چه میکنی حاشا
این همه هی بیا برو کردیم
پشت درهای بسته گام به گام
تو بگو من بگو بگیر و بده
حاصل این مذاکره: برجام
آنچه را خواستی به تو دادیم
شد انرژی هستهای تعطیل
تو چه دادی؟ نخودچی و کشمش
یک بغل وعده اندکی چس فیل
اولش هی بهانهی الکی
با روشهای من بمیرم و تو
بعد هم توی کنگره بردی
کردی از بیخ هر چه بوده وتو
گفتم ای شیخ با کرامت من
ای فدای عبا و نعلینت
این طبیعی ست دبه کردن او
چون جهانخواره است و بدطینت
تو که میگویی آن اَبَر شیطان
قول یک سال پیش کرده وتو
تو خودت نیز سی چهل سال است
وعده ها دادی و هپل هپتو
اختلاسگر با جنبه!
او به جز خانه؛ باغ هم دارد
دورِ خود قلچماق هم دارد
مستراحش اتاق هم دارد
روز و شب اشتیاق هم دارد
هر اتاقش تراس هم دارد
جنبه ی اختلاس هم دارد!
شام او دیر می شود؟، هرگز
شکمش سیر می شود؟، هرگز
زیرِ غم پیر می شود؟، هرگز
صورتش قیر می شود؟، هرگز
بچه ی باکلاس هم دارد
جنبه ی اختلاس هم دارد!
هست بی کار و کار هم دارد!
هست بی یار و یار هم دارد!
غیرِ خودرو؛ قطار هم دارد
برج در قندهار هم دارد
خانه در لاس وگاس هم دارد
جنبه ی اختلاس هم دارد
از خوشی هی به درد می خندد
پدرش سکته کرد، می خندد
آخرِ هر نبرد می خندد
به منِ دوره گرد می خندد
سگِ ایشان لباس هم دارد
جنبه ی اختلاس هم دارد!
بهترین همنشین او پول است
کارهایش همیشه معقول است
هر زمانی حساب او فول است
نیست مسؤول اگرچه مسؤول است
از ضعیفان سپاس هم دارد
جنبه ی اختلاس هم دارد
امیرحسین خوشحال
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir

سرودههایی در رثای امام صادق(ع):
عزای حضرت صادق شعائر الله است
سیدحمیدرضا برقعی
کاش من هم بهلطف مذهب نور
تا مقام حضور میرفتم
کاش مانند یار صادقتان
بیامان در تنور میرفتم
علم عالم در اختیار شماست
جبر در این مسیر حیران است
چشمهایت طبیب و بیمارش
یک جهان جابربن حیان است
روز و شب را رقم بزن آخر
ماه و خورشید در مُرکّب توست
ملک لاهوت را مراد تویی
آسمانها مرید مذهب توست
قصه تکرار میشود یعنی
باز هم در مدینه عاشق نیست
کوچه در کوچه شهر را گشتم
هیچکس با امام، صادق نیست
خواب دیدم که پشت پنجرهها
روبهروی بقیع گریانم
پابهپای کبوتران حرم
در پی آن مزار پنهانم
گریه در گریه با خودم گفتم
جان افلاک پشت پنجرههاست
آی مردم ! تمام هستی ما
در همین خاک پشت پنجرههاست
https://tn.ai/2041936
TasnimNew
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید درخشان نشود
حضرت_حافظ