وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اعتراف ظریف به گاف برجام زود بود!

اعتراف ظریف به گاف برجام

زود بود!

سیاست بوده و انواع لافت

مهم باهوشی است و قلب صافت

حواله کن دوباره تا جهنم

کسی را که بگوید برخلافت

چرا هم‌می‌زنی پرونده‌ را با

خطای لپی و املا و گافت

فدای خنده‌ات، دیگر نمی‌خواست

بگویی باغ سیبت داشت آفت

چرا رو کرده‌ای حالا نمی‌شد

بماند لای تاریخ انحرافت؟

چرا با درد وجدان سرنکردی

نماندی بیشتر زیر لحافت؟

برند اعتماد و خوش‌خیالی

پس از شش سال زود ست اعترافت!

سوده سلامت

وطنز | بهترین شعرهای طنز

ای عاشقان ای عاشقان، شیرین شده کام جهان رخت امامت خوش بود بر قامت صاحب‌زمان(عج)

ای عاشقان ای عاشقان، شیرین شده کام جهان

رخت امامت خوش بود بر قامت صاحب‌زمان(عج)

از لطف رب گویا شده فیض دو عالم یار ما

برمهدی صاحب زمان(عج) تاج ولایت شد عیان

عید ولایت آمده، صبح سعادت آمده

لبخند جاری گشته بر، روی لب پیر و جوان

زهرا(س) ز گلهای جنان آورده تاجی بهر تو

عطر عبای مرتضی(ع) پیچیده هر جای جهان

شد نورباران سامرا از جذبه‌ی چشمان او

باران رها شد تا دهد بر خاک سرد مرده جان

امشب درون باغ گل، دف می‌زند دست نسیم

در کوچه‌های شهرمان، عطر بهاران شد روان

عالم چراغانی شده، از ریسه‌های رقص نور

برپا شده جشن و طرب، در پهنه‌ی هفت آسمان

خیل ملائک صف به صف، در عرش حق غرق شعف

گشته امام انس و جن مولای ما صاحب زمان(عج)

خورشید و ماه و اختر و هفت آسمان هم در سجود

یوسف به کنعان آمد و شد قبله‌گاه کهکشان

خُلقش چنان خُلق نبی(ص)، آیینه‌ی حُسنِ حسن(ص)

هم از علی(ع) هم فاطمه(س)، او برده ارث بیکران

آدینه را آیینه‌ها کردند با او پاگشا

در هر طلوع صبحدم با ندبه‌های بی امان

یک روز می‌آید که این شادی دو چندان می‌شود

پر نور می‌گردد زمین، پر بار می‌گردد زمان

آید ندایش عاقبت از جانب ام‌القری

پایان پذیرد قصه‌ی ظلم و سیاهی ناگهان

اعجاز ایمان می‌رسد، یوسف به کنعان می‌رسد

رنگین‌کمان پل می‌زند بر چهره‌ی سرد جهان

از شهد او کام از عسل یکباره شیرین می‌شود

فرهاد مجنون می‌شود از شوق یار مهربان

هر کس که شد مست رخش نوشیده از لعل لبش

دائم شود با پای جان راهی به سوی جمکران

بداهه سرایان:

سارا رمضانی، محمود حسنی مقدس

فریبا رئیسی، زهرا محبی، امین بهاری‌زاده

رضا حسین پور، مرضیه نجفی

محمد عظامی، مرضیه قاسمعلی

محمدباقر منصورسمائی، مهنا صادقی

مهدی حمامی، الهه جاودانی

مرضیه نجفی، طاهره ابراهیم‌نژاد

وطنز | بهترین شعرهای طنز

هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست

هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست

بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست

شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند

شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست

آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش

کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست

دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما

آنروز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست

با بودن مجلس بود آزادی ما محو

چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست

گر موجد گندم بود از چیست که زارع

از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست

هر سر به هوای سر و سامانی ما را

در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست

تازند و برند اهل جهان گوی تمدن

ای فارس مگر فارس ما را فرسی نیست

در راه طلب فرخی ار خسته نگردید

دانست که تا منزل مقصود بسی نیست

اشعار محمد فرخی یزدی

شعری بسیار زیبا و پر معنا با تمام حروف الفبا برای خدا...

شعری بسیار زیبا و پر معنا با تمام حروف الفبا برای خدا...

(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم

(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم

(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم

(ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم

(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم

(ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم

(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم

(ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا کردم

(خ) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه هاکردم

(د) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم

(ذ) ذلالم داده ای اکنون که بر تو اقتدا کردم

(ر) رهت گم کرده بودم من که گفتم اشتباه کردم

(ز) زبانم قاصر از مدح و کمی با حق صفاکردم

(س) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم

(ش) شدی شافی برای دل تقاضای شفا کردم

(ص) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم

(ض) ضعیف و ناتوانم من به در گاهت ندا کردم

(ط) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کرد

(ظ) ظلمت نفس اماره که شکوه بر صبا کردم

(ع) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم

(غ) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم

(ف) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم

(ق) قلم را من به قرآن کریمت مقتدا کردم

(ک) کتابت ساقی دلها قرائت والضحی کردم

(گ) گرم از درگهت رانی نمی رنجم خطا کردم

(ل) لبم خاموش و دل را با تکاثر آشنا کردم

(م) مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم

(ن) نرانی از درگهت یا رب که الله راصدا کردم

(و) ولی را من تو می دانم تورا هم مقتدا کردم

(ه) همین شعرم به درگاهت قبول افتد دلم را مبتلا کردم

(ی) یکی عبد گنهکارم اگرعفوم کنی یارب غزل را انتها کردم

بداهه‌ی آیینی تقدیم به مولانا غریب الغربا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

بداهه‌ی آیینی تقدیم به مولانا غریب الغربا

حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

خورشید نور و روشنی را از تو دارد

از مشرق چشم تو دائم سر برآرد

حتی هوا عطر نفَس را از دَمِ تو

می‌گیرد و بر صبحگاهان می‌سپارد

گفته‌است ایزد در ازل روح‌الامین را

در خاک آدم بذر عشقت را بکارد

ای عالم آل محمد شیعه با تو

در حصن توحید و ولایت پا گذارد

هر زائری از شوق دیداری دوباره

دل را به سربازی عشقت می‌گمارد

با شاعرانت می‌نشینی لحظه‌ای تا

ابن شبیبی شعری از مقتل بیارد؟

از ماجرای کربلا، از ذبح عطشان

"ان کنت باکی" را بخوان تا خون ببارد

من ماندم و قلبی که با درد جدایی

روز و شب تقویمها را می‌شمارد

اذن دخولم می‌دهی با اشک دیده؟

دارد دلم از دوریت جان می‌سپارد

هرچند هستم روسیاه اما تو آقا

هرگز نکردی زائری مثل مرا رد

یک دم نظر کن ای رئوف آل طاها

تا در بیابان دلم باران ببارد

قسمت نما بر آستانت سر گذارم

دل تاب دوری از حریمت را ندارد

بداهه‌سرایان:

طاهره ابراهیم‌نژاد

فریبا رئیسی، صامره حبیبی

زهرا محبی، محمود حسنی مقدس

حسن اویسی، ابراهیم صفائی

فرشته پناهی، رضا حسین‌پور

مهنا صادقی، محمد باقر منصورسمائی

فاطمه‌سادات پاد موسوی

سجاد فرخ‌نژاد، محمدعلی کمالی‌مقدم

ابوالقاسم سیفی، سیدمحمد صفایی نویسی

وطنز | بهترین شعرهای طنز