وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

گفتگوی پیرمرد تازه درگذشته با خواهر مرحومش در برزخ:

گفتگوی پیرمرد تازه درگذشته با خواهر مرحومش در برزخ:

سلام علیکم آباجی! چطوری؟

یه ساله خوب تو برزخت، به دوری!

الحمدلله! آقای عزرائیل،

بالاخره آوردتم با زنبیل

پا که نمونده! بس که سگ‌دو زدم

خلاصه که کشون‌کشون اومدم

مرحله‌ی مرگمونم که پاس شد

نوبت جوب شیر و آناناس شد

همشیره جون، چه سالی بود، خاک‌تو‌سر

موش کُجه بود، جون تو بود سال خر

«تیر» اومد و صاف تو جیبامون نشست

دلار نوزدهی نگو، بگو شست!

ممدمون بود که مَلی زنش شد

طلا فروخ، خونه بگیره، سرخود،

تو هیر و ویرِ «بگیرم، نگیرم»

خونه یهو کشید بالا، بمیرم!

بچم تلپی خورد زمین، با کله

رهن کرده آلونک تو اون محله

تموم دنیا خرتوخر بود، چه جور

فیل شده با جفتک خر گوربه‌گور!

نویدی بود، تنش می‌کرد عرق‌گیر!

عطر داده بیرون، بوی راسوی پیر

این وسطا، رومونو کردیم اونور

دلار پرید رو پله‌ی بالاتر

پولدارا موز و پسته‌شونو خوردن

ادای حال‌ْبدا رو درآوردن

یه‌چی بگم که باورت نمیشه

خداوکیلی تو کفم همیشه

هَشتکه، پَشتکه، چیه؟ از اونا

زدن که ول شه گرگ توی جوونا

راستی یه چیز بگم، بخند؛ حباب سوخت!

یه ناو گنده‌بک، میون آب سوخت

آمریکا مُرد و قد یه ملاقه

آبو نریخت رو اون‌جایی که داغه

تا باز حواسمون یه‌ذره پرت بود

دلار کشید بالا و نَیمد فرود

این یارو بود، مَموتی‌مون، یه کار کرد؛

گاو و رو صندلی جلو سوار کرد!

نامه نوشت به بچه‌ی سلمانه

گفت این گوساله‌هه، داداشمانه!!

شد وضع کنکورم عجیب و غریب

بالاخره شدن خرخونا طبیب

«بیروت»ی رو بگم، بریزه برگات

دنیا از اون ترکیدنه مونده مات

مکرونه بود، زنش جای ننش بود،

تو کشور خودش تو حال غش بود

اومد تو لبنان آستینو بالا زد

گنده‌های محله رو صدا زد

گفت دُرُسش کنید، ولی مردمون

با یه لقت شوت کردنش به بیرون!

تو کشورم بلبشویی به پا بود

واس خاطر مستضعفا دعوا بود

یکی می‌گفت: «بده»، یکی: «نمیدم،

از مال باباجون، خودم خریدم»

ما سرمون گرم و یهو بهاره

از خنده کرد ملتو تیکه‌پاره

گند دروغ و تیتراشون که در شد

سوتی بی‌بی‌سی، خودش خبر شد

آخر سالی هم یکی تو دولت

یه سوتی داد و شد یه پا مصیبت

گف دلارو ما بالا بالا بردیم

ملت نترسید، ماها که نمردیم

دسپاچه شد هیئت دولت، ولی...

اینا رو ول کن! کُجیه مشدعلی!!؟؟

حاچ خانمه، یهویی زد تو گوشش

که از سرش پرید به آنی هوشش

گفت مرتیکه، خودت ناموس نداری؟

سر به سر یه حاچ خانم میذاری؟

من ملَکم، فرشته‌ی عذابم!

یه رب گرفتم این گوشه بخوابم!!

مغزمو نیم ساعته کار گرفتی

زونکن‌تو سر مزار گرفتی؟

مامورمون سی‌دیِ کاراتو داد!

دیدی چی کارا کردی شاخ شمشاد؟!

هرکاری کردی بچه‌ها نوشتن

آباجیتم با مشدعلی، بهشتن!

این‌همه حرف زدی و کار یادت رفت،

آخرشم «نرخ خیار» یادت رفت!!

فهیمه انوری

وطنز | بهترین شعرهای طنز

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.