وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اهلِ جایی شده ام ، که گل و ریحان دارد .

اهلِ جایی شده ام ، که گل و ریحان دارد .

سوسن و نسترن و سنبل و مرجان دارد .

شربت و شهد و شراب و شکرین بانویی .

که فدای قدمش ، شاه و وزیران دارد .

گریه را او نشناسد ، همگی لبخند است .

او خداییست ، که دایم ، لبِ خندان دارد .

نه گناهی و نه جرمی و نه تعذیبی هست .

نه به تبعید فرستد و نه زندان دارد .

همه کس مست شود ، با نفسِ مُشکینش .

حلقه ی خاص ، زِ یاران و زِ مستان دارد .

مردمی عاشق و مومن ، به خداشان هستند .

و خدایی ، که به عاشق شدن ، ایمان دارد .

در دلِ مردمِ این شهر ، محبت بسیار .

نه نیازی به پیمبر و نه شیطان دارد .

بشر آن است ، که دل می دهد و می گیرد .

من دلم باز ، هوای لبِ جانان دارد .

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.