| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
«پهلویهای فراری، منهای پولهای ملت:»
هی پسر! هی ربع! رب را کم بزن!
سیر و نعنا داغها را هم بزن!
تف نکن، چندش! به روی شیشهها
دستمال لعنتی را نم بزن
سوسکهای دستشویی را بکش
گوشههای کافه را هم سم بزن!
هی نجسی و خیال کاخ و سان!
جان عمهت با غذا «زمزم» بزن
گفته خانومم که شهبانو اگر
ناخونک زد بر غذا، محکم بزن!
تا شئون شعر گردد حفظ، پس
من نه! اما دخترم! مریم! بزن
پشت هم فرتی غذا کِش میرود
پشت دستش فرت پشتهم بزن!
هووی! شهبانو! لگن خورده ترَک
قید مزد هفته را، از دم بزن
در لگن، وان را توهم میزنی؟!!
میزنی؟ باشد! مث آدم بزن
چون پنیسیلین خودش میکروبکش است
جای صابون گران، شلغم بزن
میپرستی پول و «رو»یت سنگ پاست
باز از میهنپرستی دم بزن!
در تریبون از طرفداران خود
لافهای درهم و برهم بزن
گرچه حرف مفت، خیلیها زدند
من به «تو» بدجور میخندم، بزن
حیف تایم پخشتان، یکّی شده
با زمان پخش «پیم و پم»، بزن!
فهیمه انوری