وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

«بداهه‌ی حماسی شاعران راه‌راه به مناسبت رحلت حضرت زینب کبری سلام الله علیها»

«بداهه‌ی حماسی شاعران راه‌راه

به مناسبت رحلت حضرت زینب کبری سلام الله علیها»

«اسکتوا» گفت کسی و نفس جمع برید

حیدری بود صدا

غرشی کرد و از آن، پشت جماعت لرزید

گفت: نفرین به شما

ثانی حیدر کرار به میدان آمد

یا که آمد زهرا

خواب غفلت، به کلامش ز سر کوفه پرید

خواهر خون خدا

گرچه دل‌های پر از کینه‌‌ی‌تان با ما هست

کاین‌چنین می‌گریید

تیغ شمشیر شما در جهت ما چرخید

ایها‌القوم جفا

زینت و تاج پدر، وارث مادر، زینب

علی و زهراگون

پرده‌ی جهل درید، شوری آورد پدید

شد رسول شهدا

سر نهاده‌ست به پای قدم صبرش کوه

«ما رأیتُ» بر لب

همچو باران به لب تشنه‌ی طفلان بارید

دل او چون دریا

شعله می‌زد غم اگر در دل خونش اما،

دختر حیدر بود

آب بر آتش دل‌های پریشان پاشید،

«ما رایتُ الا»

شهرِ آذین زده و مجلس فتحی که اسیر

گفت با عز و جلال

شاد هستید که زود است جهنم بروید؟!

جشن را کرد عزا

کس ندید آن‌چه که در ظهر عطش من دیدم

خون ز دل باریدم

روز آخر همه‌ی زندگی‌ام گشت شهید

در دل دشت بلا

ما ندیدیم بجز زیبایی، عشق با قربانی

مرد بدبخت! بِدان:

تا ابد نور حسین است که خواهد تابید

چاره‌ای نیست تو را

زنده شد یاد علی از جملات زینب

همه‌اش طوفانی

پسر نحس معاویه به تختش چسبید

پرِ از هول و ولا

زینب از حیدر و از بدر و احد گفت سخن

رجزی خواند چو شیر

جگر تا به دهان آمده‌اش را بلعید

بزدل بی‌ سر و‌ پا

وای برتو که جلالت کف روی آب است

کوچکی در چشمم!

کشته‌ای زاده زهرا، پسر پست پلید!

آی ابن الطلقا!

خیزران را به لب سبط پیمبر زده‌ای؟

مثل اجدادت پست

پیش از این هم جگر حمزه به دندان بردید

بد به احوال شما

چه توقع رود از ابن جگرخوار پلید

که دهانش خونی‌ست

قصه‌ی بدر و احد نسل شما را بلعید

کینه دارید از ما

سخت شد کار یزید از  پس روشنگری‌اش

به خودش می‌پیچید

شام را کرب و بلا کرد به محضی که رسید

کربلا شد احیا

خطبه‌ای خواند که روشنگر مجلس گردید

خطبه‌ای حیدر وار

مثل خورشید به تاریکی دل‌ها تابید

گشت روشن، دل‌ها

هیبت حیدری‌اش، زمزمه‌ی زهراییش

رود شد، زمزم شد

حنجر تشنه‌ی حق، از کلماتش نوشید

زنده شد کرببلا

بداهه سرایان:

مینا گودرزی، احد ارسالی

سوده سلامت، فرشته پناهی

محمود حسنی مقدس، ایمان قیلاوی زاده

محمد علی کمالی مقدم، فریبا رئیسی

زهرا محبی، حسن اویسی، طاهره ابراهیم نژاد

وطنز بهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.