| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
«بداهه طنز شاعران راهراه، تقدیم به مردان ایرانزمین»
روز مرد آمده و مست و خوش و دلشادیم
از غم و غصه به دوریم و کمی آزادیم
دلخوشانیم به جوراب؛ کما فیالسابق
روز زن گرچه همه هدیه طلا میدادیم
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
ما سواران پراید لگن کم بادیم
دوستداران رفیقان و فداییّ عیال
چارهای نیست اگر مجتمع الاضدادیم
در خفا خم شده از بار تورم قَدِمان
در نگاه زن و فرزند ولی فولادیم
خواب و بیداری ما آه به هم ریخته است
هر زمان ناله کند طفل؛ پی امدادیم!
گر چه مَردیم ولی با همهی مردیمان
در عوض کردن پوشک همگی استادیم
شیر هستیم! ولی خانهی مادرزنِ خویش
مثل موشی به تله، در پی استمدادیم
پیش مادرزن خود زشتترینیم اما
پیش مامانیِ خود خوشگل و شادامادیم
ما همان دلشدگانیم که از روز ازل
هی رجز خوانده و اما به عمل وادادیم
پاک هستیم؛ چرا پس به خیالِ زنها
در پیِ یک دو سه تا یار دگر افتادیم؟
گاه تلخاند زنان گاه اگر شیریناند
ما ولی عاشقشانیم و خودِ فرهادیم
بداهه سرایان:
فرشته پناهی، سوده سلامت
حامد سنگونی، فریبا رئیسی
طاهره ابراهیمنژاد، سیدمحمد صفائی
حسن اویسی، محمدعلی کمالیمقدم
زهرا محبی، احد ارسالی
vatanz_ir