| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
حضرت_زهرا
گرفتی دست بر دیوار و دستی بر کمر زهرا
نگاهت گاهگاهی هست بر دیوار و در زهرا
نخی از چادرت را تا که بر مسمار ِدَر دیدم
مرا شِشماهه محسن یاد آمد در نظر زهرا
میانِ کوچه دشمن با غلاف کین تو را میزد
شدی بهر علی در کوچه با جانت سپر زهرا
ز سیلی با علی حرفی نگفتی لیک فهمیدم
در آنجایی که پوشاندی رُخت آسیمه سر زهرا
شنیدم مرگ میکردی طلب بِین دعاهایت
که بودی از غم هجر پدر خونین جگر زهرا
اگر سوی پدر رَفتی مَگو از ماجرای خویش
اگر چه مانده از سیلی بِرُخسارت اثر زهرا
بیا بر عاصیِ درمانده لطفی کن که با یادت
بریزد اشک غم از دیده اش بار دگر زهرا