وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

بداهه‌ی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ

بداهه‌ی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ

شرح و تفسیر آب، یعنی تو

روح وحی و کتاب، یعنی تو

حسن هر فتح باب، یعنی تو

رحمت بی‌حساب، یعنی تو

شرم و افسوس و درد، یعنی من

باغی از برگ زرد، یعنی من

غفلتی دوره‌گرد، یعنی من

راه حسن و صواب، یعنی تو

حُر شدم تا رها شوم در تو

روح بی انتها شوم در تو

رنگ خون خدا شوم در تو

پرسشم را جواب، یعنی تو

با تو باشم رها ز غیر شوم

حُر نباشم دگر، زهیر شوم

با تو من عاقبت‌بخیر شوم

معنی انقلاب، یعنی تو

ساقیا جام عشق را پر کن

آه دریای حق، مرا دُر کن

من اسیرم خودت مرا حُر کن

به خدا عشق ناب، یعنی تو

روشنم کن، به شب گرفتارم

سخت مشتاق وصل دلدارم

می‌کنی از امید سرشارم

حضرت آفتاب، یعنی تو

سر به زیرم، بگیر دستم را

بخر از من تمام هستم را

یاد کن پاسخ الستم را

دعوة مستجاب، یعنی تو

دشت، لبریز بانگ تکبیرت

گرگ‌ها زخمی دل شیرت

من ولی  پایبند زنجیرت

پسر بوتراب، یعنی تو

تیرگی بسته بود، دستم را

زنده کردی تو عقل مستم را

فتح کردی تمام هستم را

آیه‌ی فتح باب یعنی تو

در خودت گر چه فانی‌ام کردی

با خودت جاودانی‌ام کردی

واژه‌ای آسمانی‌ام کردی

بهترین انتخاب، یعنی تو

با تو شد عشق و بندگی، اثبات

تن به ذلت نمی‌دهی! هیهات!

شده تاریخ، از شکوهت، مات

آه! عالی‌جناب، یعنی تو

هستی‌ام هست از دعای شما

می‌دهم جان، به پیش پای شما

پدر و مادرم فدای شما

من شبم، ماهتاب یعنی تو

سنگم و آمدم که دُر باشم

آخرِ کار دستِ پر باشم

خواستم تا همیشه حُر باشم

در دلم اضطراب؛ یعنی تو...

حُر به یمن توجهت، حر شد

ظرف قلبم ز غصه‌ات پر شد

عشق من خارج از تصور شد

شاه یوم الحساب، یعنی تو

شرم تو لرزه بر تنم انداخت

شعله‌ها روی خرمنم انداخت

چکمه را دور گردنم انداخت

توبه‌ی بی‌عتاب یعنی تو

لعل سرخ مذاب، یعنی تو

شهد شیرین لعاب، یعنی تو

عطر سیب و گلاب، یعنی تو

شمس زرین نقاب، یعنی تو

حُرم؛ اما حسین را بنده

از خطای گذشته، شرمنده

دلم از عشق توست، آکنده

آب بعد از سراب، یعنی تو

بداهه‌سرایان:

ناهید رفیعی، صامره حبیبی

احمد رفیعی‌ وردنجانی، زهرا فرقانی

امین شفیعی، مینا گودرزی

سوده سلامت، سیدمحمد صفایی

فهیمه انوری، فریبا رییسی

مهدی پیرهادی، فرشته پناهی

محدثه مطهری، سارا رمضانی

وطنزبهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

*بداهه‌ی شب دوم محرم، رسیدن کاروان امام حسین (ع) به کربلا*

*بداهه‌ی شب دوم محرم، رسیدن کاروان امام حسین (ع) به کربلا*

پشت انبوه جهالت سایه‌ها صف بسته‌اند

کرده صدها لشکر تزویر، در صحرا کمین

تا بیاید کاروان نور از سمت افق

تا قدم بگذارد امشب، ماه بر چشم زمین

نعل اسبان تازه شد، قلب اهالی سنگ شد

نامه‌ها و مُهرها و قول‌ها، انکار شد

کاروان در کربلا تا خیمه زد، در کوفه هم

تیر و تیغ و خنجر و خود و زره، بسیار شد

آسمان خم می شود، خورشید حیران می‌شود

آیه‌ی تطهیر می‌خواند زمین در گوش آب

باد با خود می‌برد، عطر عبور یاس را

غرق بوسه می‌کند گهواره‌ای را، آفتاب

همره این کاروان، بانویی آیینه به دوش

با پریشانی قدم در قلب صحرا میزند

هی دلش را می‌برد تاخیمه‌ی دلدار و باز

آن دل آشفته را، نم‌نم به دریا میزند

آسمان طاقت ندارد هجرت خورشید را

ماه هم بهر سفر کردن مهیا می‌شود

کهکشانی از ستاره در پی خورشید عشق

یک به یک نذر طلوع صبح فردا می‌شود

خاک با ذکر و وضو، پابوس ایشان آمده

آب با اشک و ادب، آمد به استقبالشان

نورشان انداخت از چشم زمین، خورشید را

آسمان هرگز ندیده در جهان، امثالشان

نور چشم مصطفی با چشم تر در کربلا

خارها را از بیابان می‌زداید، وای من

کودک دردانه‌اش اندوهگین و مضطرب

بعدِ بابا، وای از فردا و فرداهای من

خیمه گاه سیّدالاحرار برپا می‌شود

خیمه ها هم در طواف حضرت حبل‌المتین

همچو حلقه دور او جان برکفان، پا در رکاب

گوئیا انگشترند و حضرتش همچون نگین

با قدمهای عزیز مرتضی و مصطفی

بوی عطر سیب می‌پیچد به دشت پر بلا

بر مشام هر که عطرش می‌رسد پر می‌کشد

هر کجا باشد، به سمت سرزمین کربلا

لشکری از نور آمد در مصاف ظلمت؛ آه!

یک طرف خورشید و یک سو ابرهای سرخِ کین

عرش و فرش آمیخت در هم زیر و رو شد آسمان

حضرت خورشید چون افتاد ناگه بر زمین

ناله‌ی هَل مِن مُعینش، دشت را پر کرده بود

قرنها پیچیده در گوش جهان، فریاد او

تا بگیرد هر مُحرّم، با نگاهی مهربان

دست هرکس را که باشد ذرّه‌ای در یاد او

بداهه سرایان:

فهیمه انوری، ناهید رفیعی

حامد سنگونی، طاهره ابراهیم نژاد

فریبا رئیسی، سوده سلامت، زهرا فرقانی

فرشته پناهی، محمدعلی کمالی‌مقدم

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz

بداهه‌ی شاعران راه راه با موضوع شهادت بی‌بی رقیه سلام‌الله‌علیها

بداهه‌ی شاعران راه راه با موضوع شهادت بی‌بی رقیه سلام‌الله‌علیها

بابا ببخش آمدی و من نشسته‌ام

این تازیانه‌ها کمرم را شکسته‌اند

چشمی نمانده تا که تماشا کنم تو را

آیینه‌های چشم ترم را شکسته‌اند

چشمم به نیزه مانده، صدایم بزن پدر

مانند دشت لاله شده کل پیکرت

پرپر شده ز هجمه‌ی طوفان این بلا

نازکتر از گُلت، نفست، آه... دخترت!

رنگ از رُخَت پریده، لبت بی‌رمق شده

مهتاب گشته‌ای به خرابه برای من

حالا بتاب تا به خود صبح تا شود

روشن‌تر از امید سحرگه سرای من

امشب که گیسوی تو پریشان‌تر از من است

انگشت‌های من زده شانه به موی تو

همواره بوده بوسه‌ی تو مرهم من و

حالاست نوبتم که ببوسم گلوی تو

آه از غبارِ بر مژه‌هایت نشسته و

آه از لبت که بوسه زدش، چوب خیزران

مانده‌ست رد سیلی و خون بر تنم ولی

آه از نگاه و هلهله و حرف کوفیان

بگذار سر به روی دو زانوی دخترت

امشب شده است نوبت من مادری کنم

با بوسه و نوازش و شیرین زبانی‌ام

حالا که آمدی، ز تو من دلبری کنم

دیگر پدر بدون تو جایی نمی‌روم

عمرم اگر کفاف دهد بعد از این سفر

یک مرتبه برای همه عمر من بس است

سوغاتی‌ام شده است دل خون و چشم تر

تو نور محض هستی و همواره روشنی

اما ببین که لشکر شب کرده غارتم

امشب دوباره خواب تو را دیده‌ام، بیا

با خود ببر مرا، که دگر نیست طاقتم

خوش قول بوده‌ای تو همیشه ولی پدر

رفتی، چقدر منتظر دیدنت شدم

مابین گریه‌های پر از بغض آمدی

قدری بخند! تشنه‌ی خندیدنت شدم

از بس زده است بوسه به رگ‌های سرخ تو

خون می‌چکد ز گونه و لب‌های دخترت

حرفی بزن پدر! نکند قهر کرده‌ای؟

دیگر نمی‌شوم به خدا دور از برت

شاعران:

ناهید رفیعی، فهیمه انوری

سید محمد صفایی، زهرا فرقانی

سوده سلامت، مهدی امام رضایی

مهدی پیر هادی، طاهره ابراهیم نژاد

فرشته پناهی، صامره حبیبی

فریبا رئیسی، مینا گودرزی

وطنز بهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

*فرارسیدن ماه عزای حسینی را خدمت مخاطبین گرامی تسلیت می‌گوییم. التماس دعا.*

*فرارسیدن ماه عزای حسینی را خدمت مخاطبین گرامی تسلیت می‌گوییم. التماس دعا.*

آقا سلام! ماه محرم شروع شد

ماه عزا و گریه و ماتم شروع شد

بازآمدم به محضر تو ای قتیل اشک

اشکم برای این دهه، نم نم شروع شد

جا دارد از هجوم غمت جان دهم ولی

شادم، دوباره سینه زنی هم شروع شد

کم کم لباس مشکی و کم کم نگاه تو

آدم شدن ز شرم تو از کم شروع شد

نام بلند تو، سَرِ لبهای قدسیان

افتاد، حُزن حضرت آدم شروع شد

هاجر که از عطش به لبش جان رسید،گفت:

"جانم حسین!" و جوشش زمزم شروع شد

میگفت عارفی: "ز ازل خلق اشک ها

اصلا برای مرهم این غم شروع شد"

با ذکر "یا بُنیَّ" چه ها کرد روضه خوان!

باران اشک و هروله، یک دم شروع شد

تا برد نام مادرتان، دل رقیق شد

باز آرزوی گنبد و پرچم شروع شد

میگفت خادمی که: "منم (خادم‌الحسین)!

در هیئت تو فیض دمادم شروع شد"

میریخت چای روضه و میگفت زیرلب:

"آقا سلام! ماه محرم شروع شد"

فهیمه انوری

وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz

*مثنوی بداهه‌ی عاشورایی شاعران راه راه*

*مثنوی بداهه‌ی عاشورایی شاعران راه راه*

مستند از طراوت نام تو، بادها

جمعند زیر پرچم تو، خانه‌زادها

خیمه زده‌ست بر سر هر کوچه نام تو

تا پر شود زمانه ز شرح قیام تو

ای ریزه‌خوار سفره‌ی تو از جهان غنی

پیوند ما و رو‌ضه‌یتان، ناگسستنی

آرامِ سوز سینه‌ی ما، کربلای توست

خون خدا، بجوش، خدا خون‌بهای توست

ای خالق ترانه‌ی با خون نگاشته

با عشق در کویر عطش، لاله کاشته

شعر تو را سروده زمان با زبان اشک

آب و عطش روانه شده پا به پای مشک

پر شد دوباره کوچه‌ی ما از هوای عشق

پیراهن سیاه عزایت، ردای عشق

جن و ملک ز سوز غمت گریه می‌کنند

بر خاندان محترمت، گریه می‌کنند

هیهات منّ الذلّه‌ی تو، فتح باب‌هاست

خونت ضمانت همه فصل الخطاب‌هاست

توحید، شرح کامل حج بلیغ توست

غیرت تلاطمی‌ست که  در رقص تیغ توست

در خون نشست، چشم ازل از حکایتت

جان می دهند انس و ملَک پای بیعتت

بی نورِ اشک، مثل شب بی‌ستاره‌ایم

تا کهکشان رزق، تویی ما چه‌کاره‌ایم؟

بر دیده‌های شب‌زدگان، نور می‌رسد

دارد صدای روضه‌ات از دور می‌رسد

ماه محرم آمد و دل، روبراه نیست

جز خانه‌ی امید تواَش سرپناه نیست

اشکی که پای روضه‌ی تو خون شود خوش است

عاشق اگر به عشق تو مجنون شود، خوش است

شد اذن نوکری شما، افتخار من

با رزق روضه میگذرد، روزگار من

تا می‌رسم به روضه‌ی شیب الخضیب، وای

هی می‌چکد ز چشم تر، امّن یُجیب؛ وای..

خون گریه کرد بعد تو خورشید، هر غروب

با سوز و آه بعد تو تابید، هر غروب

یک عمر، پای روضه‌ی تو قد کشیده‌ام

با ردّ اشک، راه به گنبد کشیده‌ام

باید دوباره موکب دل را بنا کنم

فکری برای رفتن کرب و بلا کنم

باید برای نوکری‌ات امتحان دهم

صدمرتبه به جای تو، ای‌کاش جان دهم

شاعران: سید محمد صفایی

فرشته پناهی، ناهید رفیعی

سوده سلامت، زهرا فرقانی

مینا گودرزی، طاهره ابراهیم نژاد

محمدعلی کمالی مقدم

مهدی امام رضایی، صامره حبیبی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir