وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

ابلاغیه معاون اول

ابلاغیه معاون اول

با ترکه ی انار حوالیّ پاستور

می زد قدم معاون اوّل، پروفسور

می گفت با خودش:«به کجاها رسیده ام؟!

آخر چگونه جمع کنم یک گروه کُر؟!

تا همصدا شوند به تصویب بودجه

تا بی بهانه رای بریزند گُرّ و گُر»

ناگاه زد جرقه به ذهنِ مبارکش

پیدا شد از کرانه ی دریای فکر، دُر

«ابلاغیه! چه فکر قشنگی است! اینچنین

بر هر شقیقه ای بنشانم، تفنگ پُر

تا که رجال مجلسیِ بی اراده نیز

کمتر میان این ور و آن ور خورند بُر

زین پس اگر مخالفتی بشنوم به جد

با ترکه ی انار کنم شخص را ترور»

فائزه مهدوی

وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.