| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |

"شهریور"م؛ گفتم نشو - عاشق ِ پائیز ... نگفتم؟
بین ِ پژمـُردگیاش؛ نـَشوی دستآویز ... نگفتم؟
گفتم؛ بهکسی دل نده جانم - روزی هم سپُردی
زین برگریز ِ پُر فریب ! گفتم بپرهیز ... نگفتم؟
گفتهبودم؛ از آغوشش حذر کُن، ویرانمیشوی:
مانند ِ نیشابور - او میشود چنگیز !! ... نگفتم؟
آهسته گفتـم؛ تـوی ِ گوشـَت - تـا نشنـود پائیـز
گوش ِ خود را؛ با پلیدی - میکند تیز ... نگفتم؟
حیلهگر ... ورقهای ِ رقیب؛ از پُشت میخواند
خوابیدهای؟ گفتم؛ بازی نکن - برخیز ... نگفتم؟
حواست هست؟ خوب میدیدی؟ بعد ِ بـُر زدن:
ورق را با تقلُّب میریخت روی ِ میز؟ ... نگفتم؟
گفتی به من؛ "شهـریـوری جانم - خیالت تخت
دل - نخواهم داد، به فصل ِ برگریز" ... نگفتم؟
"سادهام .... امّا صبورم - حواسم بود گذاشت:
لای ِ ورقهایم؛ آس ِ دل را - هیچچیز ... نگفتم"
گفتی ببین؛ چگونه میکنم - ویـران خزان را !؟
با آس ِدل وقتی؛ حُکم میکنم گشنیز ... نگفتم؟
حسن_جهانچی
۳ مهر ماه - ۱۳۹۸ نود و هشت
شهریور_نجیب
شهریور_عاشق
شهریور_صبور
پاییز
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
HasanJahanchi
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼