وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

دروازه_کوفه حضرت_زینب

دروازه_کوفه حضرت_زینب

واردِ کوفه شدم دردم دو چندان شد حسین

خواهرِ مظلومه ات خیلی پریشان شدحسین

گرچه با دستانِ بسته خطبه خوانی کرده ام

اهلِ کوفه از کلامم مات و حیران شد حسین

مثلِ بابایم علی شمشیر را بستم ز رو

کلِّ شهر از کرده هایِ خود پشیمان شد حسین

تا که تسکینی شود بر قلبِ زینب ، ماهِ من

صوتِ قرآنت برایم درد و درمان شد حسین

وای از دستِ سنان و خولی و شمرِ پلید

رقصِ نیزه کردند و دیده چو باران شد حسین

تا سرت بر نیزه دیدم ای هلالِ یک شبه

سر زدم بر محمل و روضه نمایان شد حسین

سر شکستم تا نباشم سر شکسته پیشِ تو

زینبِ خود را ببین بی سرو و سامان شد حسین

ای بمیرم کودکانِ تو گرسنه مانده اند

از وفایِ شهر یک خرما و یک نان شد حسین

هیچ می دانی خواتینِ حرم ترسیده اند

هیچ می دانی نصیبم کوفه،زندان شد حسین

شاعر: محسن_راحت_حق

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.