| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
دروازه_کوفه حضرت_زینب
واردِ کوفه شدم دردم دو چندان شد حسین
خواهرِ مظلومه ات خیلی پریشان شدحسین
گرچه با دستانِ بسته خطبه خوانی کرده ام
اهلِ کوفه از کلامم مات و حیران شد حسین
مثلِ بابایم علی شمشیر را بستم ز رو
کلِّ شهر از کرده هایِ خود پشیمان شد حسین
تا که تسکینی شود بر قلبِ زینب ، ماهِ من
صوتِ قرآنت برایم درد و درمان شد حسین
وای از دستِ سنان و خولی و شمرِ پلید
رقصِ نیزه کردند و دیده چو باران شد حسین
تا سرت بر نیزه دیدم ای هلالِ یک شبه
سر زدم بر محمل و روضه نمایان شد حسین
سر شکستم تا نباشم سر شکسته پیشِ تو
زینبِ خود را ببین بی سرو و سامان شد حسین
ای بمیرم کودکانِ تو گرسنه مانده اند
از وفایِ شهر یک خرما و یک نان شد حسین
هیچ می دانی خواتینِ حرم ترسیده اند
هیچ می دانی نصیبم کوفه،زندان شد حسین
شاعر: محسن_راحت_حق
اشعار ناب آئینے
shere_aeini