وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

بر روی ِ نی حسین؛ نجوا نکن برلب

بر روی ِ نی حسین؛ نجوا نکن برلب

آقا -  زبانم لال ... دق می‌کند زینب

صحرا پُر از خار و ریگ ِ بیابان داغ

می‌سوزد از حال ِ طفلان ِ بی‌مرکب

تنها شُده  زینب - بی‌تو ... می‌میرد

شُد؛ آسمان ِ او -  بی اختر و کوکب

چشمی به‌عابدین، ببین‌که می‌سوزد:

فرزند ِتان سجّاد - در آتش و در تب

چشمی به دخترها ...  زیرا می‌داند

که دشمنان ِ دون؛ گرگ‌اند یا عقرب !!

حالش دگرگون و - نجوا به‌لب دارد

ربّ ُ الحسین گوید، یارب کُنَد یارب

بی‌تو حسین جان - هم بی‌ابوفاضل:

تنها شده زینب - بی‌مرکب و موکب

از ماتم ِ زینب؛ دنیا - به هم نریخت !؟

دورش گرفته‌اند؛  یک عدّه لامذهب !!

زنده چرا هستیم؟؟ باید بمیریم ما:

از این‌همه درد و - از این‌همه مطلب !

مولای ِ مظلومم؛ شرمنده‌ات هستم

بی‌تاب ِ بی‌تابم - بغض دارم امشب

نگاه ِ خواهرت؛ غیر از -  اهل ِ حرم

به‌رویِ نی آقا؛ سویِ شماست اغلب

آقا، بخوان شاید؛ کوتاه شود این راه

زینب؛ نرسد شام، می‌میرد این‌مکتب

"اُمّ ُالمصائب" شُد؛ بر"زینب"ت لَقَب !

خمیده شُد خواهر؛ ز ِ داغت العجب !

می‌بود اگر عبّاس - زمین‌نمی‌خورد:

عمّه جان ِ سادات -  وجب به وجب !

سینه؛ سپر می‌کرد، برای ِ خواهرش

یاری‌اش می‌نمود؛  با حُرمت و ادب

قرآن می‌خوانی -  فدای ِ  چشمانت

بنگر، کمی مولا؛ پشت ِ سر  و عقب

حال ِ زینب آقا؛  بد و پریشان است

بنگر خواهرت؛ در رنج است و تعب

می‌جوشد خون ِ ما؛ از ناله‌ی ِ زینب

می‌سوزد جان ِ ما؛ تا اعماق ِ عصب

چگونه  باید گفت؛  از غُربت ِ زینب !؟

قرآن؛ بخوان مولا - آرام و با غضب

او زینب است !؟ این‌گونه خم شُده !؟

او دختر ِ علی‌ست، همان شاه ِ عرب ؟

قرآن تلاوت‌کُن؛ بر سر ِ نی حسین‌ع

تا خواهرت  شود؛ آرام -  زین سبب

تا برسد به‌شام، از نطق ِ بی‌بی‌جان:

ویران شَوَد  ستم - دنیا؛ کُنَد عجب !

ما را - شفاعت کُن؛  آقای ِ مظلومم

مولا، عنایت کُن؛ باز اربعین - بِطَلَب

حسن_جهانچی

۹ مهر ماه - ۱۳۹۷ نود و هفت

︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻

HasanJahanchi

︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.