وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_تاسوعا حضرت_عباس

اشعار شب_تاسوعا

حضرت_عباس

افتاده ای برای چه از پا؟ بلند شو

خوردم زمین کنار تو، از جا بلند شو

لشکر به قامت خم من خنده می کند

شد علقمه محلِّ تماشا، بلند شو

لب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است

گوید رباب؛ حضرت دریا بلند شو

مادر فتاد روی زمین گفت: "یاعلی"

تو هم به اسم اعظم بابا بلند شو

یک جور می دهیم جواب سکینه را

باشد... بیا به خیمه تو حالا... بلند شو...

من قول می دهم که به رویت نیاورد

که خالی است مشک تو سقّا، بلند شو

اکنون که خوانده ای تو برادر حسین را

خواهر بگو به زینب کبری، بلند شو

امّ البنین نیامده، زهرا که آمده

بی دست من، به خاطر زهرا بلند شو

شاعر:رضا_رسول_زاده

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.