وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_چهارم_محرم طفلان_حضرت_زینب

اشعار شب_چهارم_محرم

طفلان_حضرت_زینب

نمی شناخت سر از پا برای دیدنشان

چقدر ذکر ودعا خواند تا رسیدنشان

دوتا زره به تن کوچک دو آهو کرد

و چشم برد به دل بردن و چمیدنشان

به شاد کردن قلب حسین می ارزید

بهای این همۀ تا ابد ندیدنشان

به دست خویش درختی ز میوه هاش گذشت

و باد سر زده آمد برای چیدنشان

و حس مادری اش بود اینکه دقت کرد

به طرز پا شدن و رفتن و دویدنشان

به روی خویش نیاورد اشک را؟ اما

خمید مادر غمدیده با خمیدنشان

به زیر سم ستوران و زیر پنجۀ تیغ

نگاه کرد دوباره به قد کشیدنشان

حسین بود کنارش نخواست گریه کند

به دل بریدنشان و به سر بریدنشان

در آسمانِ دلِ مادری که زینب بود

هنوز مشت پری مانده از پرشان

شاعر:

مهدی_رحیمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.