| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
اشعار شب_چهارم_محرم
طفلان_حضرت_زینب
این شیر بچه های من از نسلِ حیدرند
همزاد پاکی و کرم از خونِ جعفرند
در اوج خویش اگر چه به طیار می رسند
ای رُکنِ عشق من به شما سجده می برند
رخصت دهید لشکرِ طاغوت و جبت را
با ذکر یا علی مدد از پا در آورند
در عشق رفته اند به دائی ماهشان
آئینه های رزم علمدارِ لشکرند
سوگند خورده اند که قربانیت شوند
من مطمئنم آبرویم را نمی برند
شمشیر بسته، مستِ کفن، تشنه ی وصال
بر جان خویش درد و بلای تو می خَرند
سهمی مرا ز داغِ جگر گوشه ها دهید
این دو امیدِ آبروی من به محشرند
تا زیر کعبِ نیزه نیفتاده ام ز پا
بگذار تا به پای تو از خویش بگذرند
دق می کنند معجر من جا به جا شود
حساس و غیرتی به سرانجام مادرند
اسباب خجلت است کریمانه کن قبول
این دو ذبیح تحفه ی ناچیزِ خواهرند
در ازدحامِ نیزه و شمشیرها اگر
دیدی که قطعه قطعه و در خون شناورند
دلخوش نکن به یاوری خواهرانه ام
پاها مرا ز خیمه برونم نمی برند
شرمِ حضورِ خواهرِ خود را قبول کن
قربانیانِ اصغرِ خود را قبول کن
شاعر:علیرضا_شریف
اشعار ناب آئینے
shere_aeini