وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_سوم_محرم حضرت_رقیه

اشعار شب_سوم_محرم

حضرت_رقیه

وای از آن دم که از سرِ طفلی

دستِ یک مرد روسری بکشَد

وای از آن دم که بر سر بابا

دختری دست مادری بکشَد

دختری که عجیب دلتنگ است

تنگِ بابا و تنگِ آغوشَش

دختری که شُدست سرخ و کبود

چون گلِ لاله ، لاله ی گوشش

طفلِ معصوم عاری از کینه ست

چیزی از جنگ هم نمیداند

زیر لب غرقِ بغض میگوید

زیر لب غرقِ بغض میخواند:

در مسیری که آمدم تا شام

دردِ دل ها به ماه میکردم

هرکسی چپ نگاهمان میکرد

به عمویم نگاه میکردم

ای یتیمانِ کوفه ی دیروز

قلبِ مارا عجیب آزردید

پدرِ ما علیست مَردی که

نان و خرما ز سُفره اش خوردید

شاعر:

محسن_کاویانی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.