وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

خواستم نامه دهم کوفه نیا محشر کبراست

خواستم تا بنویسم که نیا آخر دنیاست

پر حیله ترین شهر همینجاست، همینجاست

دلشوره ی من بهر علی اکبر لیلاست

کاش می شد بنویسم که نیا یوسف زهرا

اما نشد آقا ... نشد آقا ... نشد آقا

اینجا سر بازار خریدار زیاد است

آقا، نکند فکر کنی یار زیاد است

تمّار کم است و رٓسٓنِ دار زیاد است

در کوفه فقط مرد ریا کار زیاد است

اینجا سر هر بام خودش معدن سنگ است

مرد و زن این شهر، آماده ی جنگ است

اینجا دگر از بیعت و پیمان اثری نیست

بر تیرگی شب، دگر اینجا سحری نیست

دیگر خبر از لشکر چندصد نفری نیست

وقتی که بیایی دگر از من خبری نیست

آهنگری شهر، شلوغ است، شلوغ است

این ها که نوشتند بیایید، دروغ است

اینجا که منم، حیله و تزویر مهیاست

داس و تبر و نیزه و شمشیر مهیاست

اینجا بخدا حرمله با تیر مهیاست

بهر حرم تو غل و زنجیر مهیاست

شرمنده ام از اینکه نوشتم که بیایی

من دل نگران حرمم، کاش نیایی

دلشوره گرفتم، همه ی شهر پلیدند

این خیره سران بهر شما نقشه کشیدند

خولی و سنان بر سر بازار رسیدند

تیغ و سپر و کعب نی و گُرز خریدند

اینجا بجز از طوعه یکی مرد ندیدم

از فتنه ی این شهر به وللهِ بریدم

آقای گلم، کوفه نیا، وضع خراب است

آقا، جگرم خون شده از غصه کباب است

دلواپس فردای علیطفل رباب اس

آقا بخداوند قسم قحطی آب است

آقا، دو سه تا مشک پر از آب بیاور

در معرکه از سوز عطش تاب بیاور

شاعر: مصطفی_گودرزی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.