امام_جواد مرثیه_امام_جواد
زهری تمامیِّ جگرش را گرفته بود
سیلاب خون دو چشم ترش را گرفته بود
طوبای باغ سبز "رضا" زرد زرد شد
آفت تمام برگ و برش را گرفته بود
از درد مثل حضرت زهرا س خمیده شد
با دستهای خود کمرش را گرفته بود
جان می کند مقابل چشم کنیزها...
یک عده پست دور و برش را گرفته بود
رقص و صدای هلهله های بلندشان
تأثیر آه شعله ورش را گرفته بود
دور از مدینه غربت بغداد را چشید
ارث غریبی پدرش را گرفته بود
شکر خدا نه پیرهنش دست خورده بود
نه نیزه حجم بال و پرش را گرفته بود
در پیش چشم مادر پهلو شکسته ای
شمر از قفا سر پسرش را گرفته بود
با ضربه های ممتد او استخوان شکست
در پیش خواهری که سرش را گرفته بود
ای کاش بیخیال شود ساربان فقط.
انگشترش ولی نظرش را گرفته بود
شاعر:
بردیامحمدی
shere_aeini
امام_زمان_عج
یک بغض سنگینی گلویم را گرفته
غربت درون سینه ی من پا گرفته
رفتی و تیر هجر را پرتاب کردی
تیر فراقت کنج قلبم جا گرفته
رحمی کن ای تسکین دردم دردمندم
چشمم به یادت موجی از دریا گرفته
مانند آبی و منم مثل سرابم
گریم برای یوسف زهرا گرفته
اوج تمنای منی یا ایها العشق
مجنونم و دل باغم لیلا گرفته...
محمد_حبیب_زاده ۹۸/۵/۴
navaye_asheghaan
امام_جواد
عمریست که ما ریزه خور خان جوادیم
فخر است که بر سفره ی احسان جوادیم
گفتیم به سلطان همه دم جانِ جوادت
از لطف رضا بنده و مهمان جوادیم
در سیطره ی عشق بدهکار ترینیم
سرمست رخ و قامت جانان جوادیم
فرمود که ما مظهر توحید خداییم
اسلام جواد است و مسلمان جوادیم
ایمان به خدا نیست به جز حب و برائت
عشق است که ما مبغض عُدوان جوادیم
ما کلب درش گشته و از غیر بریدیم
ما منتظر بخشش دستان جوادیم
گویند ملائک همه با عشق و تبسم
فخر است که ما نوکر و دربان جوادیم
ما را چه نیاز است به سلطان و سلاطین
وقتی همه در سلطه ی چشمان جوادیم
در خانه ی خود مثل حسن یار ندارد
عمریست که ما نوکر گریان جوادیم
بدبخت کسی که نبُود عاشق نامش
خوشبخت ترینیم که مهمان جوادیم.
امام_جواد مرثیه_امام_جواد
در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم
ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم
پیرو جوان نداشت که یک نور واحدید
در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم
کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند
در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم
گودال و بام ، مرز قبول شهادتند
راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم
شمشیر و زهر هردو جگر پاره می کنند
دل خون و دل کباب ، تو ماندی حسین هم
در روضه های کرببلا جانگدازتر
داغ از غم رباب ، تو ماندی حسین هم
هرگز نمیرد آنکه از او زنده ایم ما
پس با همین حساب ، تو ماندی حسین هم
شاعر:
محسن_ناصحی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
امام_جواد مرثیه_امام_جواد
یا جواد الأئمه میگویم
میشود کفتر دلم آزاد
دم باب الجواد با نامت
پدرت هرچه خواستم را داد
پسر بهترین پدر , بَه بَه
پدر بهترین پسر , بَه بَه
خلقتت اوج آفرینش بود
به ظرافاتِ این هنر , بَه بَه
مدح جود تو را خدا گفته
از تو گفتن نه کار شاعر هاست
از تو کم گفته ایم , تقصیرِ
بی هنر بودن معاصر هاست
نسخه ی دیگر امام رضا
صاحب منبر امام رضا
لقبت میبرد دل ما را
ای علی اکبر امام رضا
حکمتی داشته , امام رضا
به خراسان اگر که راهی شد
پدرت ساکن است اینجا , پس
اهل ایران حساب خواهی شد
نام زیبای تو مِی ناب است
رونق کسب و کار ساقی هاست
یا جواد الأئمه , انصافا
مرقدت مشهد عراقی هاست
شاعر:
حمیدرضا_محسنات
shere_aeini