وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت

امام_علی مدح_امام_علی

غدیر_عیدبزرگ_ولایت

بنویسید مرا بنده‌ى سلطان نجف

بنویسید که عالم همه قربان نجف

ما غباریم...غبارى زِ بیابان نجف

وسط عرش بُوَد تخت سلیمان نجف

بنویسید على را گل گلدان نجف

آنکه بر خاک حیات دو جهان داد که هست؟

آنکه بر مُرده زبان داد ، توان داد که هست؟

آنکه در کعبه خودش اذنِ اذان داد که هست؟

تَرَک کعبه به ما نیز نشان داد که هست...

کعبه با آن عظمت دست به دامان نجف

حق بده! دیدن این صحن تماشا دارد

حرمش هم به خدا هیبت او را دارد

نه حرم! بلکه على عرش معلى دارد

و اگر کعبه درَد سینه‌ى خود جا دارد

سر بِبُرّید زِ ما بر سرِ ایوان نجف

زِ قدومش همه‌ى راه بهم مى‌ریزد

دلِ عشاق به ناگاه بهم مى‌ریزد

تا ببیند رخ او ماه بهم مى‌ریزد

گر على گریه کند چاه بهم مى ‌ریزد

جان عالم به فداى شه مردان نجف

من على را به خدا رازِ خدا میدانم

ولى الله شده منصب آقا جانم

ها على بشر کیف بشر میخوانم

به هواى حرمش ابرِ پُر از بارانم

بنویسید مرا بى سر و سامان نجف

خلقت هر دو جهان گوشه‌اى از تلمیحش

از کران تا به کران دانه‌اى از تسبیحش

فتح خیبر که نشد معجزه...شد تفریحش

و نشد غیر على کس به على تشبیهش

بنویسید على بانىِ ایمان نجف

به على فاطمه مولاست و مولا زهراست

روى پیشانى او نقش فقط یا زهراست

به دلم غم نرود تا که دلم با زهراست

نهراسم به خدا روز جزا تا زهراست

غیر زهرا نَبود همدم جانان نجف

تا که در معرکه شمشیر به دستش اُفتاد

دشمن از ترس دگر اسم خودش بُرد زِ یاد

دامنش خیس شد و آبرویش رفت به باد

چاره‌اى نیست به جز گفتن دادِ بى داد.....

چه شکوهیست در این هیبت طوفان نجف

تو بر این سلسله‌ها حق خلافت دارى

نه فقط شیعه به عالم تو ولایت دارى

و در عُقبى تو فقط حکم حکومت دارى

به غلامان خودت نیز عنایت دارى

بطلب این همه سر مست به ایوان نجف

شاعر:

آرمان_صائمى

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.