| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
هرکجا باشیم و هر کاری کنیم
زندگی سرداب و رنج و غصه هاست
سایه دیوارهای رنج چون سروی بلند
قد کشیده تا که انسان عمر دارد مبتلاست
راحتی؛ رویا و وهم و آرزوست
فکر راحت زیستن از بهر ما نوعی بلاست
خانه دل را به باید کرد تزیین چند روز
چون تمام هستی و دارایی انسان فناست
خانه را از پای بست آباد کن ای با خرد
چون که میدانی رحیل از این سرا هم آشناست
سنگین زیرین باش؛ محکم مثل کوه
کار محکم کن برای آخرت؛ دنیا خطاست
روزگار زندگانی روزگاری کهنه است
هر جدید و تازه ای آمد بدان روزی فناست
رنگها در ابتدا تیزند و تند و چشمگیر
چون عرض باشد ز جوهر او سواست
هست طوفان بلا هر روز ما را در کمین
خانه ویران میکند این درس عبرت بهر ماست
کار ما گیر است زخم زندگی از بس عمیق
درد دارد؛ مرهم صبر و توکل هم دواست
دیده را باید بدوزیم سوی الطاف و کرم
هر کسی تا ساکن این خانه شد جنسش بقاست
نی نباید شد "غریب" از این هوای آشنا
لیک این هم گفته شد بالا سر ماهم خداست
۹۸/۳/۱۶ حمید پورعیسی