وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

سال‌هاست؛ وقتی، پائیز می‌شود

سال‌هاست؛ وقتی، پائیز می‌شود

می‌لرزم و  پای ِ دلم؛  لیز می‌شود !

انگور؛  در دلم - یک مدّتی عجیب

جای ِ  شراب شُدن؛ مویز می‌شود !

از بی‌قراری‌ها؛ تلخ است  کام ِ من

با - جان‌‌کندن شاید؛ لذیذ می‌شود !

در کُلّ ِ سالْ‌-من؛ سرحال ‌و سالِمَم

پائیز، تنم بدجور؛ مریض می‌شود !

با آس ِدل وقتی؛ دل، حُکمْ‌می‌کنم

برگ‌های ِ من تمام؛ گشنیز می‌شود !!

جنگی‌ست در دلم، جنگی؛ تن‌به‌تن

با اشک ِ دیده‌ام؛ تیغْ - تیز می‌شود

قلبم چُنان شهری؛ غارت زده گردد !

گوئی؛ که تاراج ِ  - چنگیز می‌شود

زیباست  پائیزان  -  امّا  برای ِ من؛

افسرده‌و خسته، غم‌انگیز می‌شود !

دلم؛ به ‌رنگ ِ زرد، حسّ ِ بدی دارد

زین‌ رو دلم - از غم؛ لبریز می‌شود

گیلانی‌ام  امّا؛ در فصل ِ  برگ ریز

سردی ِ  قلبم  چون؛ تبریز می‌شود !

شاید  مُقصّرم -  توی ِ خزان  ولی:

"مرگ" -  برای ِ  من؛ عزیز می‌شود !!

حسن_جهانچی

۱۳ آذر ماه - ۱۳۹۷

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.