-
ای پای کمیتت لنگ
شنبه 20 دی 1399 12:35
ای پای کمیتت لنگ از ضربت سیلی منگ راه نفست شد تنگ باید بدهی تاوان شد کنگرهات داغان ای آدمک بادی استنداپ آزادی از پای تو افتادی دیگر نکنی چاخان! شد کنگرهات داغان زندان دموکراسی ای ماشین بیشاسی از دست خودت عاصی از خشم شدی سوزان شد کنگرهات داغان ای آبروی برده ای پرچم پا خورده از درد و غم افسرده گشتی چه لجن باران شد...
-
مجتبی کاشانی چه زیبا عشق را معنی کرده:
جمعه 19 دی 1399 16:19
مجتبی کاشانی چه زیبا عشق را معنی کرده: ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست. عشق یعنی مشکلی آسان کنی دردی از درمانده ای درمان کنی. در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را ، بر تشنه تر عشق یعنی...
-
عشق یعنی ...
جمعه 19 دی 1399 16:10
عشق یعنی مشکلی آسان کنی دردی از در مانده ای درمان کنی. در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری اب را ، بر تشنه تر عشق یعنی دشت گ ل کاری شده در کویری چشمه ای جاری شده عشق یعنی ترش را شیرین کنی عشق یعنی نیش را نوشین کنی...
-
شعر_انتظار
جمعه 19 دی 1399 16:00
شعر_انتظار جمعهها طبع من احساس تغزل دارد ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد بیتو چندیست که در کار زمین حیرانم ماندهام بیتو چرا باغچهام گل دارد شاید این باغچه ده قرن به استقبالت فرش گسترده و در دست گلایل دارد تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز میخرم از...
-
*واکسنهای لولو*
پنجشنبه 18 دی 1399 22:27
*واکسنهای لولو* واکسنهای داخلی لولوست اَخ و پیف است! واقعا بدبوست عذرخواهم ولی شبیهِ همه جنسهای خودی، کمی ریغوست! میمکد تا تهِ تهِ خون را واکسن نیست که! خود زالوست تا نگاهش کنی دو ابرویش در هم است و چقدر اخمالوست! میکند پاچهی تو را زودی اصلا از خانوادهی هاپوست هیچ کاری نمیکند در تو عقب افتاده است و خنگ و...
-
یا حیدر کرّار مدد
پنجشنبه 18 دی 1399 19:16
یا حیدر کرّار مدد خوش آن زبان که شب و روز یاعلی گوید به هر بهانه سخن گفت، با علی گوید ز مصطفی که علی دوست تر نمیابیم همیشه حضرت بدرالدجی علی گوید نه در زمانِ شهادت، که بعدِ جان دادن هنوز فاطمه، یا مرتضی علی گوید نه از غدیرِ خُم، آری، ز صبح روز ازل که تا قیامِ قیامت خدا علی گوید به روزِ بدر و اُحد، روزِ خندق و خیبر...
-
دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
پنجشنبه 18 دی 1399 13:26
دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی سر فرو کرده پری پیکرک از منظرکی نرگس هندوک مستک او جادوکی سنبل زنگیک پستک او کافرکی بختکم شورک از آن زلفک شورانگیزک سخنش تلخک و شیرین لبکش شکرکی چشمم از لعلک در پوشک او در پاشک لیکن از منطقکش هر سخنی گوهرکی دلکم شد سر موئی و چو موئی تنکم تا جدا ماند کنارم ز میان لاغرکی بر دلم عیب نگیرید...
-
گل من! ای منورالافکار!
چهارشنبه 17 دی 1399 20:43
گل من! ای منورالافکار! دست بردار از این همه تَکرار بیسواد است نخبهی وطنی! end علم است، نخبهی اغیار؟ کشورت! سرزمین اجدادیت! پیش تو بیبَر است مثل چنار غافل از اینکه تو سرِ کاری بُتّهی «خار»جی ندارد بار گر همین نخبه بود در خارج میزدی نام هموطن را جار لیک حالا «دروغگو» شد، چون مثل یک عده «مُخ»، نکرده فرار وطنی را...
-
غلام نرگس مست تو تاجدارانند
چهارشنبه 17 دی 1399 20:39
غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر که از یمین و یسارت چه سوگوارانند گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین که از تطاول زلفت چه بیقرارانند نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو که مستحق کرامت گناهکارانند نه من بر...
-
حضرت_زهرا
سهشنبه 16 دی 1399 22:32
حضرت_زهرا میشویَمَت که آب شوم در عزایِ تو یا خویش را بخاک سپارم بجایِ تو قسمت نبود نیتِ گهواره ساختن تابوت شد تمامیِ چوبش برایِ تو گر وا نمیشدند گرههای این کفن دق مرگ می شدند زِ غم بچههای تو خون جایِ آب میچکد از سنگِ غسلِ تو خون میچکد که زنده کُنَد ماجرایِ تو در بود و شعله بود و در اُفتاد رویِ تو گُم شد میانِ...
-
چه کسی بود؟
سهشنبه 16 دی 1399 22:27
چه کسی بود؟ چه کسی بود باز غرغر کرد نان خود را درسته آجر کرد خدمت دولت معزز را آدم بیسواد سانسور کرد آبشار حقوق ما جاری است آبشار حقوق شرشر کرد نان این سفرههای کوچک که شکم اهل خانه را پر کرد اینکه از ما حقوق میگیرید با تدابیر ما تبلور کرد کار دولت، ردیف برجام است نتوان غیر از این تصور کرد کدخدای بزنبهادر را که...
-
به یاد حاج قاسم و پروانگان پیرامون شمع وجودش
سهشنبه 16 دی 1399 18:37
به یاد حاج قاسم و پروانگان پیرامون شمع وجودش که باور می کند کوچ جهانمردی مظفر را عروج سرخ سروانی به خون دل شناور را حسین و هادی و شهروز هم پروانگی کردند که با جان ایمنی بخشند ابرمردی دلاور را وحید ازحجلهٔ دامادی خود چشم دل پوشید که بیند با عروج سرخ خود ارباب بی سر را سخنرانی طولانی چندین ساعته دارد در آن ترسیم کرده...
-
عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست
سهشنبه 16 دی 1399 11:51
عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست لیکن از دشمن نمیترسم، که میلم سوی تست چارهٔ دل در فراقت جز جگر خوردن نبود وین جگر خوردن که میبینم هم از پهلوی تست سال عمرم بر مهی شد صرف و آن مه عارضت روز عیشم بر شبی شد خرج و آن شب موی تست بر نمیدارم ز زانو سر به حق دوستی تا نگه کردم سر زلفت که بر زانوی تست گفتهای: مشکل برآید...
-
در کـوچـــه ها بــــرای خودت گریه میکنی
دوشنبه 15 دی 1399 19:28
در کـوچـــه ها بــــرای خودت گریه میکنی یک عـمــر پــا به پــای خودت گریه میکنی ســی ســال میشــود که تو در هیئت دلت با ذکــر روضـــــه های خودت گریه میکنی تـنـهــا خــودت بـرای خـودت سینه میزنی در مـحـضـــــر خــدای خودت گریه میکنی سـیـلـی چـرا؟ هجــوم چـرا؟ ناســزا چـرا؟ بـا ایـن چـــرا چـــرای خودت گریه...
-
حضرت_زهرابعد_از_شهادت
دوشنبه 15 دی 1399 19:18
حضرت_زهرابعد_از_شهادت همسایهها به مجلس ختمت نیامدند من بودم و همین دو سه تا بچههای تو خیلی به مجتبای تو بر خورد فاطمه فامیل کم گذاشت برای عزای تو جای تمام شهر خودم گریه میکنم از بس که خالیست در این خانه جای تو زهرا مرا ببخش، که نگذاشت غربتم یک ختم با شکوه بگیرم برای تو از دست گریههای تو، راحت شد این محل شکوه...
-
حضرت_زهرابعد_از_شهادت
دوشنبه 15 دی 1399 19:08
حضرت_زهرابعد_از_شهادت بینگاهت... بینگاهت... مرده بودم بارها... ای که چشمانت گره وا میکنند از کارها مهر تو جاری شده در سینهی دریا و رود دور دستاس تو میچرخند گندمزارها .. باز هم چیزی به جز نان و نمک در خانه نیست با تو شیرین است اما سفرهی افطارها.. باغ غمگین است، لبخندی بزن تا بشکفند یاسها، آلالهها، گلپونهها،...
-
حضرت_زهرابعد_از_شهادت
دوشنبه 15 دی 1399 19:07
حضرت_زهرابعد_از_شهادت ناگفتنیست درد دل مرتضای تو در خانهام ببین که چه خالیست جای تو هر شب به جای آب و غذا غصه میخورم یادش به خیر بر سر سفره غذای تو... صبر زیاد و عمر کمی میکنم طلب پایان هر نماز خودم از خدای تو بیاختیار فاطمهجان گریه میکنم از گریههای نیمهشب بچههای تو زهرا درست از شب دفنت به این طرف هر شب حسن...
-
اوخ!
دوشنبه 15 دی 1399 18:56
اوخ! نفت قدر یکدهم نفروختن در عوض با خرج کردن سوختن آرزوی بایدن و جام جدید سر به ته هی کیسهها را دوختن تجربه؟ تدبیر؟ نه بابا فقط مال صاحب مردهای اندوختن با بدهکاری دولتهای بعد فتنههایی تازه را افروختن هفت سال دولت امید رفت اوخ قلبم اوخ جانم اوخ تن! سوده سلامت وطن_امروز وطنزبهترین شعرهای طنز vatanz_ir
-
هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان
دوشنبه 15 دی 1399 18:49
هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۱۹۴ سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند سرشک گوشه گیران را چو...
-
دمپایی خیس ابری
یکشنبه 14 دی 1399 22:42
دمپایی خیس ابری بنشین و ببین وضعیت داغان را دادند به دست قاتلان، درمان را این واکسن لعنتی شده ناندانی احسنت! «مدرنا» زده این دکّان را « safe » است و «سریع» و «مفت» و «عالی» و «قوی» بشمار فقط تعدد چاخان را! یک عارضه دارد، البته نیست مهم: «تزریق که کرد، شخص خوشگل، آن را، انگار کسی به صورتش کوفته است دمپایی خیس ابری...
-
آریوبرزن! قربده
یکشنبه 14 دی 1399 14:32
آریوبرزن! قربده Hi آقا! جین تینایجر بده! کاج شیک و گنده و فاخر بده استورَت را هم دهاتی چیدهای آن گلیم و گبهها را جر بده تا بشویم سنت دیرینه را دبه دبه، لطف کن، تینر بده شد کریسمس! دیر شد! اجناس را هوی عمو! کافیست هرّ و کر، بده! هیز مای بوی، رستم ایران زمین کیسهها را دست این مستر بده «آریوبرزن»، گلم! قربان تو!...
-
امیدِ نوره توو دریای ظلمت
شنبه 13 دی 1399 22:36
امیدِ نوره توو دریای ظلمت دلا میپیچه تو موج نگاهش اگه قلبی خریدار خدا شد به هم میریزه دنیا رو یه آهش سفیر خشم و بغضم میشه اشکام دل آتشفشون آروم نداره برای ما که پابند حسینیم شهادت اوج عشق و افتخاره یه عمری روضهی قاسم شنیدیم که قاسمهای این ملت زیادن قسم به مادرای داغ دیده تو راه حق دلامون پرارادهن پَر ققنوس، آغاز...
-
حضرت_زهرا
شنبه 13 دی 1399 22:26
حضرت_زهرا پُر شدم از غصّه و اندوه و غم بانوی من پیکرت بدجور پیچیده بهم بانوی من این کبودی ها..توانم را ربوده فاطمه تار می بینم تنت را..محترم بانوی من وقت غسلت آمده..دستم به گیسویت رسید گیسوانت از چه رو گردیده کم بانوی من؟ پوستی بر استخوانت مانده بود و آب شد کن دعا!تا زودتر بر تو رسم بانوی من سینه ام تنگ ونفس تنگ و دو...
-
از کینهی شیطانصفتها شد عزا بر پا
شنبه 13 دی 1399 13:41
از کینهی شیطانصفتها شد عزا بر پا این خون دوام راه مولای شهیدان است ابلیس دست و پای خود را سخت گم کرده فهمیده دیگر عمر شومش رو به پایان است آغاز شد از این زمان پایان تاریکی باید که شیطان را به دست مرگ بسپاریم دیگر نباید بیشتر فرصت به شیطان داد ما چهارده قرن است که دنبال این کاریم دستان مالک تا قیامت در جهان باقیست...
-
روحانی: چطور به امریکای دزد اعتماد کنیم؟!
جمعه 12 دی 1399 14:47
روحانی: چطور به امریکای دزد اعتماد کنیم؟! من که نه! دست من مقصر بود دست نه! پیرهن مقصر بود توی هر معضلی که ما داریم سام پیمانشکن مقصر بود مثل موشیم و او چنان بتمن این یل پیلتن مقصر بود اوست دزدیده مال ملت را همهاش این خفن مقصر بود دولتی پاکدست و معصومیم! همه جا اهرمن مقصر بود هر کجایی رسید سایهی جنگ بین یک مرد و...
-
آخرین لحظههای ماه دسامبر
پنجشنبه 11 دی 1399 21:43
آخرین لحظههای ماه دسامبر جمع بودند جمعی از حضرات بود یک کاج سبز و رنگارنگ ظرف آجیل و میوه و شکلات غاز بریانِ روی میز غذا میربود از شکم قرار و ثبات یک طرف نرد و یک طرف شطرنج عدهای کیش و عدهای هم مات آن یکی گل به این یکی دادی وین یکی هم بداد قند و نبات لامپها دور کاج بسته شدند و صلیبی که بود راهِ نجات! برق رفت و چه...
-
سیاسی ترین مداحی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران
پنجشنبه 11 دی 1399 18:27
سیاسی ترین مداحی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران نوحه سردار و مفسدان عباس کهزادی نسب لطفا نشر حداکثری قلمت بشکنه تاریخ!! ♪♪ اگر ننویسی… ♪♪ اگر از سردارِ بی دست و سر ننویسی!! ننویسی، که دستش به زمین افتاده ♪♪ بهرِ امنیت و آسایشِ ما… ♪♪ جان داده!! ♪♪ میز کارش فقط کوه و بیابان بوده!! پدرِ حافظ و امنیتِ ایران، بوده ♪♪ 41...
-
یه عده ای که با، یا بی سیبیلن مدعیان ایرانی اصیلن
پنجشنبه 11 دی 1399 18:25
یه عده ای که با، یا بی سیبیلن مدعیان ایرانی اصیلن باورشون نمیشه یه ایرانی تو کشور خودش بشه جهانی ولی اگه بره اونور آبا آب بخوره میگن هزار ماشالا واکسن اگه خارجی باشه خوبه اگه نه که لایق آب جوبه واکسنای ایرانی بو میدن اَه خارجیشون ولی بهبه و چهچه اگه هستی یه ایرانیِ honest به هرکی میشناسی پیامو بفرست سارا رمضانی...
-
شپلق
چهارشنبه 10 دی 1399 20:28
شپلق حیف نان! حیف پول! حیف ورق! ییهویی شد دو چشم تو چو وزغ آنهمه ذوق کردی و افسوس چهقدَر ضربتی درآمد تق فکر کردی بریدههای طلا میدهد بر دکان تو، رونق! اعتبار دوباره با تحریف هست افکار عدهای احمق مغز تو، ریز و کلهات گنده میزند مثل فک دشمن، لق با دو تا ژست نسبتا خیّر زدهای گند، ماکزیمم! مطلق! رفته آن آبروی پوشالی...
-
مشاور ارشد ظریف: ایران اکنون تحریم بینالمللی نیست، برجام باعث از بین رفتن آن تحریم ها شد.
چهارشنبه 10 دی 1399 20:23
مشاور ارشد ظریف: ایران اکنون تحریم بینالمللی نیست، برجام باعث از بین رفتن آن تحریم ها شد. گفتا سخنی کسی به آواز جلی از گفتهی او فتاده در سر کچلی! «برجام نموده برطرف بالمره تحریم، وَ مشکلات بینالمللی!» گفتم که عمو! خوش است احوال شما؟! با اخم، دهان گشود و فرمود: بلی... گفتم که خدا شفای عاجل بدهد! انگار فتاده توی مغزت...