| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
قیامت
بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
باز محرم رسید، ماه
عزای حسین
سینهی ما میشود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند
در طرز شهادت شهدا فرق ندارند
کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد
این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند
ایام طفولیت تو عین بزرگی است
در معجزه، ایام خدا فرق ندارند
از رحمت تو دور نبودند،سیاهان
وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند
پایین سرسفره تو نیز چو بالاست
در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند
ما کار نداریم رضا یا که جوادی
در مذهب ما آینه ها فرق ندارند
تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی
یکبار دگر نیز محمد شده باشی
شاعر: علی اکبر لطیفیان
زبانحال حضرت عباس
اگر شب تا سحر پاس حرم
دارم چه غم دارم
چرا در
خیمة سلطان قدم دارم چه غم دارم
سیاهی
دور شو از خرگه سلطان مظلومان
که شیر
بیشة ایجادم و پاس حرم دارم چه غم دارم
اگر زیر
و زبر سازم تمام ملک امکان را
من از سلطان مظلومان
رقم دارم چه غم دارم
کشیدم
دست و دل از این جهان و عالم امکان
حریم قرب
حق را محترم دارم چه غم دارم
اگر از
تیغ ابرو غارت دلها کنم امروز
که این
سرمایه از فخر امم دارم چه غم دارم
بحمدالله
و المنه که من سقای طفلانم
ولی این
منصب شاهانه از فخرامم دارم چه غم دارم
بود این
افتخار من برغم کوری دشمن
که برکف
سر برای مظهر جود و کرم دارم چه غم دارم
الا ای
اهل سکان سما لب را فرو بندید
بخواب
نازناموس خدا در این حرم دارم چه غم دارم
لب عطشان
اگر جان بسپرم در رهگذار دوست
بجان
دوست در ملک بقا بحر کرم دارم چه غم دارم
سرم گرم
زیب نی گردد چو مهر عالم امکان
بزیب
نیزه می بینم جهانی را خدم دارم چه غم دارم
اگر در
بحر عصیان غرق باشد قطره می گوید
علی دارم
حسن دارم حسین دارم چه غم دارم
باز محرم شدو دلها شکست
از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند