رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم
حرف از وصیتهای آخر میزنی بابا
از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا
این لحظهها یاد گذشته کردهای انگار
حرف از وصیتهای مادر میزنی بابا
دلشوره داری، از نگاهت خوب میفهمم
داری گریزی به غمِ در میزنی بابا
زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست
هرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا
یک روز میبینی مرا بین در و دیوار
یک روز میآیی به من سر میزنی بابا
گفتی که خیلی زود میآیم کنار تو
پس لحظهها را میشمارد یادگار تو
شاعر:محمد_بختیاری
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
تمام کاروبار ماست هشتگ
بزن از چپ، بزن از راست هشتگ
خبرها میرسند از چارگوشه
بزن درهم، دروغ و راست هشتگ
فقط دستت به گوشی باشد و بس
بزن هرجا که گوشی خواست هشتگ
نه فریادی نه جیغی و نه بوقی
نماد اعتراضت just هشتگ
شده دنیا پر از ظلم و تباهی
فقط از هرطرف برخاست هشتگ
عجب کار بزرگ و باکلاسی
کلاس کار ما اینجاست: هشتگ
اگر چیزی شود ارزان بگو لایک
گران شد تا پنیر و ماست: هشتگ
از این بیدردسرتر نیست چیزی
تمیز و ساکت و زیباست هشتگ
اگر شد هرچه در عالم فراگیر
بیاور بیکم و بیکاست هشتگ
سعید مسگرپور
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir

باسلام وعرض پوزش ازمخاطبین گرامی وبلاگ
چند روزی غیبت داشتم آنهم حضور در مراسم اربعین ونائب الزیاره همه مخاطبین وبلاگ ان شاءالله قسمت همه آرزومندان زیارت آن امام همام ازصمیم قلب بای هم دعاکردم
باتشکر مدبریت وبلاگ
اربعین_حسینی امام_حسین
شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
دلی دارم گرفتارِ حسین است
گدای کوچه بازارِ حسین است
دلم دردِ هزاران شعله ی آه!
لبم زخمیِ گفتارِ حسین است
ز بس که مِهرِ او در سینه دارم
جهانم رنگِ رخسارِ حسین است
اگر سر را دهم در مسلخِ او
هنوز این تن بدهکارِ حسین است
بیا ای دل بنال از غربتِ او
که این غم کی سزاوارِ حسین است
دلِ شیدای من بی تابِ رویش
گداست امّا خریدارِ حسین است
هزاران جانِ نا قابل نثارِ
فقط یک روی دیدارِ حسین است
خوشا بر من سرا پای وجودم
دو عالم عبدِ دربارِ حسین است
تمامِ هست و نیستم نذرِ عشقِ
دو دستانِ علمدارِ حسین است
به تا روزی که در قبرم گذارند
دلم مرهونِ ایثارِ حسین است
نفس اندر نفس دل بی قرار و
تنم تب دار و بیمارِ حسین است
هزار و چارصد سال است و اکنون
دلِ عالم عزادارِ حسین است!
شاعر :هستی_محرابی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اربعین_حسینی امام_حسین
همه شب راه میروم در خواب
پای رویای من پُر آبله است
مگر از آسمانِ خانهی ما
تا ضریحت چقدر فاصله است ؟!
تا در این شاهراه، گم نشوم
باز، با چشم بسته بیدارم
چند شب مانده است، تا خورشید
چند صد تا ستاره بشمارم ؟!
از مزارِ پدر به سمت پسر
در مسیری که شب به شب رفتم
تا خودِ کربلا به عشق نجف
راهِ خود را عقب عقب رفتم
ساعتم را عقب کشیدم تا
سر ساعت به کربلا برسم
روزها با شمارشِ معکوس
میگذشتند زود، تا برسم
یک هزار و چهارصد منزل
یک هزار و چهارصد سال است
سرِ این جاده در زمان ظهور
انتهای مسیر، گودال است
مقتلت را ورق زدم؛ میگفت
ته این جاده صحبت از جنگ است
یاریام کن که زودتر برسم
پای رویای من اگر لنگ است
هر شب این دلهره به جان من است
نکند وقتِ خواب، دیر شود
نکند آسمان غروب کند
نکند خواهرت اسیر شود
یاریام کن به یاریات برسم
تا که خنجر به حنجرت نرسد
تا سواری به گَرد پاهای
دخترِ نازپرورت نرسد
پیشمرگانِ آسمان بودن
آخرِ راهِ ما زمینیهاست
روی زانوی تو شهید شدن
همه شب خوابِ اربعینیهاست
شاعر:رضا_قاسمی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini