امام_زمان مناجات_امام_زمان
آدینه
دلم گرفته خدایا در انتظار فرج
دو دیده ام شده دریا در انتظار فرج
هنوز می رسد از کوچه های شهر حجاز
صدای گریۀ زهرا در انتظار فرج
هنوز در همه عالم میان دشمن و دوست
علی ست بی کس و تنها در انتظار فرج
هنوز می رسد از چاه های کوفه به گوش
صدای نالۀ مولا در انتظار فرج
هنوز ناله کشد از جگر امام حسن
گشوده دست دعا را در انتظار فرج
هنوز پرچم سرخ حسین منتظر است
گشوده چشم به صحرا در انتظار فرج
هنوز می رسد آوای دلربای حسین
ز نوک نیزۀ اعدا در انتظار فرج
هنوز تشنه لبان اشکشان بود جاری
کنار کشتۀ سقا در انتظار فرج
هنوز خون شهیدان کربلا جاری ست
ز چشم زینب کبرا در انتظار فرج
هنوز ناله "میثم" رسد به گوش که هست
چو چشم فاطمه، دنیا در انتظار فرج
شاعر:استاد_غلامرضا_سازگار
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
خنده باید زد به ریش روزگار
ورنه دیر یا زود پیرت می کند
سنگ اگر باشی خمیرت می کند
شیر اگر باشی پنیرت می کند
باغ اگر باشی کویرت می کند
شاه اگر باشی حقیرت می کند
ثروت ار داری فقیرت می کند
گاز را بگرفته زیرت می کند
عاقبت از عمر سیرت می کند
گر زدی قهقه به ریش روزگار
ریش را چرخانده شیرت می کند
دل به تو داده دلیرت می کند
خویشتن فرش مسیرت می کند
عشق را نور ضمیرت می کند
خاک اگر باشی حریرت می کند
کورش ار باشی کبیرت می کند
رستم ار باشی امیرت می کند
آشپز باشی وزیرت می کند
پس بخندید و بخندانید هم
خنده دنیا را اسیرت می کند
لبتان پرخنده دلتان
همیشه شاد وخرم باد
سلام صبحگاهی...
در محضر ارباب...
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
دلم بود و حرم بود و امامم بود و تنهایی
حرم قبله، حرم کعبه، عجب احرام زیبایی
لباس اشک آماده، سرم از شرم افتاده
همیشه سنگ فرش او، برایم مهر و سجاده
زیارت نامه میخواندم، دلم گرم زیارت شد
نگاهم خورد بر قبرش، نمیدانم جسارت شد؟
به پای پنجره فولاد، دلی روی دل افتاده
گذار کشتی طوفان زده، بر ساحل افتاده
نفس پشت نفس، ایوان به ایوان سیر میکردم
گلاب چشمهایم را برایش خیر میکردم
تمام صحن ها را مست بوی عود میدیدم
پریدم ناگهان از خواب، رویا بود میدیدم
دوباره چشم را بستم، دوباره جستجو کردم
دوباره خواب را از ردپا تا صحن بو کردم
بیا پیراهنم بو کن، هنوز عطر حرم دارد
فقط ایوان و سقاخانه و یک صحن کم دارد
دلم آهو، دلم از او، دلم مشغول گفت و گو
بزن نی زن بنام او، بگو یا #ضامن_آهو
دلم خورشید می خواهد، هوای گنبدت کرده
دوباره عید می خواهد، هوای مشهدت دارد
نـوکــر_نـوشـت:
یا_امام_رضـــا
میخورد برگونهام از جانب صحنت شمیمی
میدهی اذن دخول این بار آقا با نسیمی
دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا
میهمان با توشهای آید به دیدار کریمی
صلی الله علیڪ یا سیدناالمظلوم یااباعبدالله الحسین
سلام علیکم و رحمة الله...
صبحتون بخیر...
بیاد_شهید_مدافع_حرم_سیداسماعیل_سیرت_نیا
اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
delsepordeh_arminamoozad
امام_حسین مناجات_امام_حسین
شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
در قتلگاه چشم تو سمت خیام بود
دعوا برای غارت رأس امام بود
ای کاش مانده بود لباسی که داشتی
شاید برای مادر تو التیام بود
می گفت شمر بعد علی اصغرش حسین
دیگر توان نداشت و کارش تمام بود
آقا ببخش ،زینب اگر دیر آمده
در قتلگاه دور و برت ازدحام بود
فرمود تا امام علیکن بالفرار
بهر مخدرات فرار التزام بود
عدل علی به کینه ی این قوم علتی ست
این قوم پست در صدد انتقام بود
رأسی که چوب خورد به دندان وبرلبش
آیه به آیه صوت رسایش پیام بود
گیسوی او به قامت نی ناله می سرود
بر اهلبیت سایه ی او مستدام بود
شاعر :علی_اصغر_یزدی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
که میداند سلبریتی چطور آمد در این گیتی؟
یه لبریتی، دو لبریتی، علی برکت سه لبریتی!
کماکان پله کانهای ترقی را برو بالا
که روزی چارلبریتی شوی و پنج لبریتی
کجا فرزند میزایی؟ به زایشگاه جیبوتی
سیاست را کجا خواندی؟ به دانشگاه هاییتی
زمانی زیر این پرچم، زمانی پشت آن آدم
فقط عفریطه می روید از این افراط و تفریطی
عمل پشت عمل، رحمی به حال عاشقانت کن
زدی آتش به جانها ای دماغ چوبکبریتی
خودت را در نخودهای تمام آشها کردی
چه کردی با تمام آشها ای لوبیاچیتی
چه دردی از تو درمان میکند ای درد بی درمان
کلاه آنتونی هاپکینزی و کفش برَد پیتی
سلبریتی زلیخا بود، مجنون بود، شیدا بود
تو انگشت چپ او هم نخواهد شد درِ پیتی
بیا و دست بردار از سر ما بینوا مردم
صفای روستاییمان نخواهد شد صفاسیتی
تو را از ناسزاها بیش از این چیزی نمیگویم
سلبریتی! سلبریتی! سلبریتی! سلبریتی!
مهدی جهاندار
وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz